اشتباه برداشت نکنید. از آن دست زنها نیستم که «دوست دارند تحت تسلط باشند». تصور اینکه مردی مثل توفان وارد زندگیام شود و افسارم را به دست بگیرد و به همهچیزم سروسامان بدهد جزو خیالات جذابم نیست. خودم به زندگیام سروسامان میدهم. و از کسی که برایم قلدری کند یا تمکین کردن در برابر چنین کسی خوشم نمیآید. دربارهٔ چیزی کاملاً متفاوت حرف میزنم، دربارهٔ لحظهای که ناگهان کسی جلوی راهتان سبز میشود و بدون هیچ کلامی، به شما میگوید: «منم. تویی. فقط همین رو میشه گفت.» پنداری در مقابل چشمانتان ناگهان به حقیقتی بسیار وسیع و دامنگستر اشاره میشود، و کاری که باید انجام بدهید فقط همین است که جواب بدهید: «آره، به نظرم عین حقیقته.»