صیاد شیرازی دستور داد هلیکوپتر برای خالی کردن آزوقه فرود نیاید و آزوقه را از بالا پرتاب کنند. به همین سبب در آن روز آب هم نداشتیم و در محاصرۀ کامل ضدانقلاب بودیم. روز بعد آن قدر به هلیکوپتر شلیک کردند که دیگر نمیتوانست به بالای سر ما بیاید و تا دو روز نان خشکهای بهجامانده از روزهای قبل را میخوردیم. نان خشکها را روی کمر میگذاشتیم تا با عرق بدنمان نرم شود و بعد آن را میخوردیم. برای اینکه در تقسیم آزوقه ازدحام نشود صیاد من را به عنوان مقسم آزوقه انتخاب کرد.