اگر ثابت شود که زندگی هیچ هدفی ندارد، از دیدگاه ما، تمام ارزشهای خود را از دست خواهد داد. ولی این تهدید چیزی را تغییر نمیدهد، بلکه به نظر میرسد بهتر آن باشد که موضوع مسکوت بماند.
هیچ
۱
آنچه به معنای دقیق کلمه، خوشبختی نامیده میشود، حاصل ارضای بیشتر لحظه نیازهایی است که به اوج شدت رسیدهاند، و ماهیتا جز به صورت پدیدهای مرحلهای تحقق نمییابند. هرگونه بقای وضعیتی که اصل لذت به وجود آورده است، جز یک رفاه نیمبند نیست؛
هیچ
۱
انسان به هیچ وجه آن موجود ملایم و نرمخو، با قلبی آکنده از عشق و محبت نیست که میگویند و تنها وقتی مورد حمله قرار میگیرد، از خود دفاع میکند. برعکس موجودی است که برای ارضای امیال و غرایز خویش، از هیچ گونه پرخاشگری و تجاوز کوتاهی نمیکند.
هیچ
۱
برای حفظ تمدن منافع کار گروهی کافی نیست، تمایلات غریزی قویتر از منافع عقلانیاند. تمدن برای مهار غریزه پرخاشگری بشری و کاهش تظاهرات آن باید به کمک واکنشهای روانی، از نوع اخلاقیات، تمام توان خود را به کار برد.
هیچ
۱
تمدن تصور میکند که میتواند با اختصاص دادن این حق به خود سخیفترین خشونتها را نسبت به جنایتکاران اِعمال کند و مانع چنین اَعمالی از جانب آحاد جامعه شود. ولی قانون نمیتواند به محتاطانهترین و ظریفترین پرخاشگریهای موذیانه انسانی دست یابد.
هیچ
۱
تلاش ما، بازی بیهودهای است. تنها توجیه آن، نشان دادن این است که ما تا چه اندازه از توانایی درک در طریق تخیل بصری و ویژگیهای زندگی روانی عاجزیم.
هیچ
۰
اگر تنها سلطه بر کنشهای غریزی در مدّنظر باشد، این راهحل تعقیب تمی شود. این سلطه زمانی تحقق مییابد که غرایز روانی تحت اراده اصل واقعیت قرار گرفته باشند
هیچ
۰
ارضای امیال، توهماتی با همین عنوان به وجود میآورد و با این حال بدون تشویش از دور شدن از واقعیت مورد پذیرش قرار میگیرد. زمینهای که این توهمات از آن بیرون میآیند، زمینه تخیل و تصوّر است.