آقای کوییمبی وقتی تصویر را دید لحظهای مکث و آن را تماشا کرد. بعد با حالتی که انگار در جست وجوی تصویر دیگری است، کاغذ را برگرداند و گفت: «عالی است. معلوم است که نقاشش خیلی بااستعداد است!»
رامونا گرچه نمیدانست که واقعاً منتظر چه نوع واکنشی بود، حسابی جا خورد! شاید انتظار داشت پدرش عصبانی شود؟ یا تنبیهاش کند؟ یا قول بدهد که سیگارش را ترک کند؟