فکر میکنم نویسنده باید اول دنیای واقعی را ببیند، قبل از اینکه دنیایی را که اصلاً وجود ندارد در تصوراتش بسازد.
قطعههایی که به ایتالیایی مینویسم خیلی جزئی هستند، و هنوز دارم سخت کار میکنم تا آنها را بهبود ببخشم. اولین قطعهام را به معلم جدید ایتالیاییام در رم دادم. وقتی آن آقا قطعهام را به من برگرداند، خجالت کشیدم. پر از اشتباه و اشکال بود. جلوی چشمم یک فاجعه بود. تقریباً تمام جملهها باید عوض میشد. با خودکار قرمز اولین غلطگیری را انجام دادم. در آخر کلاس، آن صفحه بیشتر قرمز بود تا مشکی، که اول با آن نوشته بودم.