شهسوار حقیقی ایمان یک شاهد است و نه هرگز یک معلم، و انسانیت ژرف او نیز در همین نهفته است؛ انسانیتی بسی ارزشمندتر از این شرکت احمقانه در رنج و شادی دیگران که به نام همدردی ستایش میشود اما بهراستی چیزی جز خودستایی نیست. آن کس که فقط میخواهد یک شاهد باشد بدین وسیله اقرار میکند که هیچ انسانی، حتی دونپایهترین آنها، محتاج همدردی دیگری نیست، و نباید خوار شود تا دیگری اعتلا یابد. اما چون مطلوبش را به بهای ارزان به دست نیاورده ارزان نیز نمیفروشد، و چندان فرومایه نیست که تحسین آدمیان را بپذیرد و در عوض تحقیر ساکت خود را به آنها عطا کند، و میداند آنچه بهراستی بزرگ است بهیکسان برای همه دسترسپذیر است.