اگر شرّ واقعی جوامع ما پویشهای سرمایهداری آنها به معنای دقیق کلمه نباشد بلکه تلاشهایی باشد که ما برای رها کردن خودمان از این پویشها ــ که تمام مدت سودشان را میبریم ــ ازطریق دست و پا کردن فضاهای جماعتی خود فرو بسته، و پناه بردن از «جوامع اختصاصی تحت محافظت» به گروههای بسته نژادی یا مذهبی بهعمل میآوریم چطور؟