داشتن یک پای نامناسب به مراتب از داشتن یک کفش نامناسب بدتر است. کفش نامناسب را میشود از پا در آورد و به جایی پرتاب کرد. ولی اگر پای نامناسب به جایی پرتاب شود، ممکن است آن پای دیگر نتواند وزن را تحمل کند و بدن را با سر به زمین بکوبد.
حوریا
۰
همیشه در مکانهای نامکشوف داستانها وقایعی خارج از منطق داستان شکل میگیرد که با طرح آنها اصل داستان تخریب میشود
حوریا
۰
«اولین بار که مرا میکشتی به چشمانت نگاه کردم، داشتم فکر میکردم چقدر زیبا هستند، که مردم، در همه مدت مرگ به زیبایی چشمانت فکر میکردم، کاش حکم را پاره میکردی.»
حوریا
۰
«همیشه هر جا که باشیم، جاهایی هست که هیچ کس نیست و میتوان برای چند دقیقه هم که شده با هم تنها باشیم.»
حوریا
۰
ژاله م. میگوید: «وقتی چیزی نوشته نمیشود کجا هستی.»
ستوان میگوید: «گم میشوم، سرگردان میشوم.»