"کافیه ساتی! یه کم دوری هیچوقت کسی رو نکشته! مطمئن باش انقدر درگیر آدمها میشی که متوجه گذر زمان نمیشی."
به سمت بیمارستان خیز برداشتم. خودم میدونستم دارم دروغ میگم. چیزی که سخته، سخت میمونه! هیچ حرفی هم سختیش رو کم نمیکنه! فقط وقتی چارۀ دیگهای نداری، یاد میگیری تحمل کنی، همین