وقتی نمره بد میگرفتیم ورقهمان را میبردیم امضا کند. نگاه میکرد، وقتی خراب بود میگفت پسرِ من اینکه ورقه شما نیست، برو ورقه خودت را بیاور. ما میفهمیدیم منظورش چیست؛ یعنی پسر من تنبل و ضعیف نیست. میگفت این را امضاء میکنم. دفعه بعد ورقه خودت را بیاور! وقتی اینطور میگفت واقعاً میرفتیم تلاش میکردیم.