هیلاری گفت:
ــ یعنی آن آزادی که دنبالش بودید اینجا نیست؟
دکتر بارون لبخند کمرنگ و محزونی زد.
ــ نه، اشتباه میکنید. من دنبال آزادی نبودم. انسان متمدنی هستم. انسانهای متمدن میدانند که چنین چیزی وجود ندارد. فقط ملتهای خام و بیتجربه حرف از آزادی میزنند و آزادی را عَلَم میکنند. چون برای امنیت باید چارچوب مشخصی وجود داشته باشد و روح تمدن این است که راه زندگی باید راه میانه باشد. نه. من با شما روراست هستم. صادقانه میگویم اگر آمدم اینجا به خاطر آزادی نبود. به خاطر پول بود.