جملات زیبا از متن کتاب ردپای یک جاذبه | طاقچه
تصویر جلد کتاب ردپای یک جاذبهsubscriptionAvailable

کتاب ردپای یک جاذبه

بررسی گرایشی از حیات انسان؛ از جامعه جنسی تا جامعه الهی

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۸ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
بیوتن
۱۱
وای اگر مسأله ارضای جنسی، محور روابط اجتماعی شود! دیگر بیا و حساب کن! تا کجا فساد می‌رود! رقص با بدن برهنه‌اش هنر می‌شود و اگر گفتی این بالهٔ هنرمندانه‌ات آتشی به خزانهٔ تقوا و فضیلت جامعه است، فوراً با چماق ارتجاع تو را می‌کوبند! چون فرهنگ آنان، «فرویدیسم» است؛ منتهی فرویدیسمِ به‌ظاهر مسلمان شده! همانند کفر مسلمان‌مآب، بدین معنا که هرقدر کفر و الحاد با نام، برچسب و آب‌ورنگ اسلام سازگار است، این جور چیزها هم سازگار است!
بیوتن
۷
به حجاب و پوشش اسلامی به‌طور عجیبی ظلم شده است. کسانی که این پوشش و نقش و معنای والای آن را تحریف و آن را به‌صورتِ بندی بر پای زن و ضدآزادی او معرفی می‌کنند، یا به‌راستی هوس‌کیشانی ناآگاهند و یا هواپرستانی که آگاهانه می‌کوشند تا رابطهٔ زن و مرد در خدمت هواوهوس آن دو باشند
بیوتن
۷
فرض کنید عده‌ای بیایند و در خیابان یک ترانهٔ بسیار چندش‌آور فاسدی که انسان‌ها را تحریک می‌کند و به‌سوی ابتذال می‌کشاند پخش کنند و بگویند: «ما این ترانه را در خیابان پخش می‌کنیم و می‌خواهیم بلند شویم و برقصیم، چون آزادی داریم!» یا خانمی بگوید: «من دلم می‌خواهد نیمه‌برهنه از خانه بیرون بیایم و با آرایش تمام‌عیار در خیابان ظاهر شوم» و... . در اینجا رفتار نظام اسلامی با چنین افرادی چگونه باید باشد؟ آیا بایستی آزادی دل‌خواه آن‌ها را رعایت و صرفاً اعلام کند: «ما حرف خودمان را به شما زده‌ایم؛ می‌خواهی گوش کن می‌خواهی گوش نکن! گوش کردی خوشا به سعادتت، گوش نکردی عذابش دامن خودت را می‌گیرد؟»
بیوتن
۶
خودکم‌بینی و ضعف نفس در برابر قدرت‌های بزرگ و حتی کشورهای پیشرفته و افکار، عادات و مکاتب آنان، توان فکری آدمی را می‌گیرد و آن‌چنان شخص را فریفته و مجذوب می‌کند که از خود نمی‌اندیشد، بلکه با چشم دیگران می‌بیند، با گوش دیگران می‌شنود و با مغز آنان فکر می‌کند.
بیوتن
۵
انسان در یک جهش تکاملی دارای «آرمان» می‌شود؛ آرمانی که در آن «خود» فراموش می‌شود و «ایمان» او و «نجات انسان‌ها» جایش را می‌گیرد و در آن حد اوج، نه تنها از لذت‌ها و هوس‌ها و پول و مقام و آسایش می‌گذرد، که از جان عزیز خویش نیز
بیوتن
۵
ای انسان! مبادا ارضای نیاز جنسی، زمینهٔ نظام زندگی اجتماعی و به‌خصوص نظام روابط زن و مرد در خانه و بیرون شود و اگر به این سو روی، به پرتگاهی سقوط خواهی کرد که انسانیتت را در آن دفن کنی و ببازی! خواست و کشش جنسی در زن و مرد برای آن است که در پرتو آن، کانون مهر، محبت، عاطفه، دل‌سوزی، فرزندآوری، فرزندبارآوری و مسئولیت مشترک و در یک کلمه، «خانواده» به‌وجود آید. اکنون دو نگاه چندبُعدی و تک‌بُعدی چقدر با هم تفاوت دارند؟ اگر خیلی مختصر بگوییم؛ از جامعهٔ جنسی تا جامعهٔ الهی، همین قدر!
بیوتن
۴
راستی! تو ای خانم! بنشین و با خودت بیندیش چه انگیزه‌ای درونت هست که تو را وامی‌دارد به‌جای پوشش با کرامتی که اسلام برای تو در نظر گرفته، می‌خواهی بدون این پوشش به خیابان‌ها و کوچه‌ها بیایی؟ آیا خودنمایی و نمایش‌دادن خویشتن در برابر دیدگان دیگران تو را به این گناه وانمی‌دارد؟
بیوتن
۴
آیا واقعاً همهٔ محیط‌ها برای شکوفایی و باروری انسان یکسان‌اند؟! نه! محیط‌هایی هستند که باروری، رشد، نیک‌خواهی، خیرخواهی و خداخواهی انسان را قوی‌تر می‌کنند، اما میدان‌ها و محیط‌هایی هم هستند که بُعد شیطان‌پرستی، هواپرستی، خودپرستی و تبهگرایی انسان را آسان‌تر می‌کنند. در همین جا اسلام انگشت می‌گذارد روی اینکه بایستی اجتماع اصلاح شود و نسبت به صلاح و فساد محیط اجتماعی، بی‌تفاوت نیست؛ اینجاست که اسلام از لیبرالیسم جدا می‌شود.
بیوتن
۳
اصل مسألهٔ حجاب و پوششی که اسلام برای یک بانوی مسلمان می‌خواهد، هرگز به‌معنای محدود کردن او نیست، بلکه بیش از هر چیز در جهت نگهبانی از عزّت و کرامت او، عزّت و کرامت جامعه به‌صورت یک کل و پاکی و طهارت رابطهٔ زن و مرد در خارج از دایرهٔ زناشویی و خانواده است.
بیوتن
۳
پس برای اینکه سایر انسان‌ها بر هوای خود حاکم بمانند، باید تلاش گردد تا از در و دیوار محیط، انگیزهٔ فساد نبارد و به همین منظور هنگام پاک‌سازی آلودگی‌ها از محیط خودبه‌خود مقداری از آزادی‌ها گرفته می‌شوند.
بیوتن
۲
۱. آزادی یک فرد تا آنجا اعمال شود که به آزادی دیگران ضربه نزند.۲. آزادی‌ای که محیط را فاسد و زمینه را برای رشد فساد در جامعه آماده می‌کند سلب می‌شود. قید اول در آنارشیسم وجود ندارد، ولی در آزادی اسلامی و حتی آزادی لیبرالیستی وجود دارد، هرچند لیبرال‌ها در مقام گفتن و بینش به این قید باور دارند، اما به آن عمل نمی‌کنند! بر اساس قید دوم به انسان‌ها اجازه داده نمی‌شود آن‌طور که مطابق میل، هواوهوس خودشان است و هرجور که دل‌شان می‌خواهد زندگی کنند؛ زیرا همان‌گونه که در گذشته بیان شد درست است که اگر افراد رشدیافته و رسیده به مراحل بالای کمال در میان انگیزه‌های رنگارنگ فساد رها شوند، می‌توانند اختیار خودشان را حفظ کنند، اما این دسته از افراد در جامعه چند درصد یا چند در هزارند؟
حیدر
۲
حتی گروه‌هایی که «بی‌مسلکی و بی‌بندوباری» را مسلک خود قرار داده‌اند و به هیچ‌یک از نظام‌های اجتماعی تن درنمی‌دهند، برای این بی‌مسلکیِ خود مقرراتی دارند که اعضای گروه ملزم به رعایت آن هستند. پس در هر نظامی یک نوع «بکن» و «نکن» هایی وجود دارد و نظام بدون این‌ها دیگر نظام نیست!
Jay Kim
۲
ارزش انسان در این است که بتواند فاسد شود، ولی نشود؛ وگرنه چه هنری است؟!
حیدر
۱
وقتی لیبرالیسم را بررسی می‌کنیم، هرگز جنبه‌های مثبت آن را نفی نمی‌کنیم. ولی ما هم می‌فهمیم که: ۱. آزادی بسیار خوب است، اما این امر خوب بایستی برای همه باشد. ۲. آزادی زمینهٔ شکفتن استعدادهاست، اما استعداد تمام انسان‌ها به این زمینه نیاز دارد، نه فقط استعداد عدّه‌ای معدود!
Jay Kim
۱
ای معلّم باایمان آگاه و آزاد! به‌عنوان یک دوست و هم‌فکر خواهش می‌کنم با گفته‌ها و نوشته‌هایت یک‌مشت موجود قالبی و انسان‌نما که انگار به کارخانهٔ بزرگ اجتماع سفارش داده‌اند تا با فلان مدل به دنیا آیند، با فلان مدل فکر و زندگی کنند و با فلان مدل از دنیا روند، تحویل آینده نده! آیندهٔ بشریت نیاز به انسان دارد؛ انسان برخوردار از شخصیت انسانی تا خود و محیط خود را بسازد. دوست ندارم دیگر معلّم و مربّی، خود را باغبان یا چوپان تلقّی کند. این کلمات مبتذل شایستهٔ شأن معلّم نیست؛ نه شایستهٔ شأن او و نه شایستهٔ شأن آنان که مسئول تعلیم و تربیت‌اند.
Jay Kim
۱
نگاه‌تان را از دور به بچه‌ها داشته باشید و بر رفتارشان مراقبت کنید، ولی تلاش کنید احساس فرزند این‌گونه باشد که وقتی کاری را می‌کند خودش انتخاب کرده است و آن را انجام می‌دهد.
ث
۰
نسل جوان ما باید از تباه شدن و غرق شدن در لجنزارهای شهوت جنسی که سر راه او گسترده‌اند، بپرهیزد و خوددار باشد. جوانِ ما حتی اگر مسلمان هم نباشد باید از نظر خوردن، نوشیدن، پوشیدن، تماس داشتن دختر با پسر یا پسر با دختر و... خوددار و خودمهار باشد؛ زیرا هنگامی که جوان در این غرقاب فرو رفت، چنانچه تمام آیات بیّنات و کتاب‌های اِلاهی و حتی غیراِلاهی و دستورات همهٔ مکتب‌های زنده‌کنندهٔ بشری را به گوشش بخوانید، از این گوش می‌شنود و از آن گوش به در می‌کند؛ برای اینکه او را سرآخور بسته‌اند و اصلاً سر از آخور بلند نمی‌کند! جوانِ به هرزگی کشیده شده نیز آن زمینه‌های جالبِ عالیِ فطری را از دست داده است و دیگر روشنگری‌ها برای او خیلی سودمند نخواهند بود.
مهدی
۰
اساسی‌ترین انگیزه منجر به مبالغه‌گویی نسبت به نقش شناخت در زندگی انسان شده است. دقت بیشتر نشان می‌دهد که شناخت هیچ‌گاه انگیزه نیست، بلکه انگیزهٔ انسان در تلاش‌ها و کوشش‌های زندگی، تمایلات و خواست‌های او هستند!
Jay Kim
۰
اما «غریزه» نباید با «میل» اشتباه شود؛ مثلاً در محاورات روزانه گفته می‌شود «غریزهٔ جنسی»، اما استعمال کلمهٔ «غریزه» در مورد انسان خیلی دقیق نیست، بلکه بهتر است به‌جای آن «میل جنسی» بگوییم؛ زیرا استعمال واژهٔ غریزه معمولاً هدایت غریزی را هم تداعی می‌کند، در حالی که نقش غرایز یعنی میل‌های کنترل و هدایت شده برای انسان در حکم صفر است.
Jay Kim
۰
کم‌توان‌ترین قشرها در مبارزات اجتماعی، روشنفکرها هستند! چون معیارهای ماتریالیستی و ماده‌گرایی می‌گوید آنچه تو به من نسیه می‌دهی، من نقدش را همین حالا به تو می‌دهم!
Jay Kim
۰
«تو خود طبیب خویشتنی؛ هم درد و هم درمانت را می‌شناسی، اکنون ببین تا چه حد حاضری برای خود به پا خیزی و به خود رسی.»
Jay Kim
۰
واقعاً جامعه‌های نیم‌بند و نیمه‌رشدیافته، جامعه‌های بدبختی هستند و اگر همیشه در این حالت بمانند، نه این‌طرف‌اند و نه آن‌طرف، نه رومی روم و نه زنگی زنگبار!