شادی، مانند خوشی یا لذت، افراطی یا پرسروصدا نیست، بلکه بیصدا، آرام و آهسته است؛ یک احساس درونی از سعادت و خوشی است که با دوست داشتنِ خودم شروع میشود. من مستقل و آزادم. مجبور نیستم هرچیزی را به هرکسی ثابت کنم. مجبور نیستم از فرزندان یا نوههایم مراقبت کنم. همگی آدمهای بزرگ و خودکفایی هستند. به گفتهٔ پدربزرگم، من وظیفهام را انجام دادهام، و بیشتر از حدی که از من انتظار میرفت، انجام دادهام.