بچهها از این وضع خیلی ناراضی بودند. اما دخترها امیدوار بودند که دوستانشان با دیدن این وضعیت، آنان را به خانه خودشان ببرند و یا یکی از خانههایشان را به آنها بدهند. اما به زودی متوجه شدند که دوستان قدیمیشان دیگر حتی سراغی از آنها نمیگیرند و فقط زمانی که ثروتمند بودند، به آنها اهمیت میدادند. بنابراین تنها کاری که توانستند انجام بدهند، این بود که در خانه کوچک خود که در وسط جنگلی تاریک بود، جدا از دیگران زندگی کنند.