دلی باید که چون عشق آورد زور
شکیبد با وجود یک جهان شور
اگر داری دلی در سینه تنگ
مجال غم در او فرسنگ فرسنگ
صلای عشق درده ورنه زنهار
سر کوی فراغ از دست مگذار
در آن طوفان که عشق آتشانگیز
کند باد جنون را آتشآمیز
اساسی گر نداری کوهبنیاد
غم خود خور که کاهی در ره باد