۳
نوبهار آمد و بشکفت به یکبار جهان
بر سرافکنده زمین هر چه گُهر داشت نهان
تا زِ خوابِ خوش بگشاد گلِ سوریچشم
لالهٔ سرخ ببندد همی از خنده دهان
پرنیانها و پرند است کشیده همه باغ
عاشقان گاه بر این سایه دوان گاه بر آن
اندر آن هفته که بگذشت جهان پیر نمود
واندر این هفته جوان است کران تا به کران
من شنیدم که به ایّام، جوان پیر شود
نشنیدم که به یک هفته شود پیرْ جوان