خیلی وقتها به خودم میآمدم و میدیدم ساعتهاست فقط دارم کتابها را نگاه میکنم. دقیقاً همان لحظه بود که از خوشحالی در پوست خودم نمیگنجیدم، اما خیلی سریع به این فکر فرو میرفتم که نکند این موهبت خاصی که من دارم بخشی از یک نقشهٔ سری باشد که آخرش قرار است مرا به خاطر داشتن اطلاعات زیاد بکشند؟!