حسرت چیزی نیست که به همین راحتی از بین برود، شبیه به زالو میچسبد به کل آرزوهایت، آن ها را میمکد و بزرگتر میشود؛ آنقدر بزرگتر که مجبور میشوی از بینش ببری، یا اینکه نادیدهاش بگیری تا کل مغزت را تصرف کند. حالا من اجازه دادم حسرت، مغزم را اشغال کند.