علی جان! به تو نگویم درد دلم را به کدام محرم راز نداشتهام بگویم. من دوباره دوسال تو را در آغوش پروراندم به این امید که بمانی ولی خب هر روز از ماندنت ناامیدتر میشدم.
Mersana
۱
علی یک مربی مجاهد بود. مربی مجاهد یعنی همه آنچه باید در مورد تو گفت. مربی که باشی باید مراقب باشی، مراقب فکر و عملت و مجاهد که باشی باید آماده باشی برای هر عملی، که درست است.
Mersana
۱
جوان ۲۰ ساله ای برای دفاع از دو دختر که مورد تعرضند چاقو بخورد و تا سرحد مرگ برود یک قهرمان است ولی آنها نمیخواستند قهرمان قصه تو باشی.