جملات زیبا از متن کتاب منوچهر ستوده | طاقچه
تصویر جلد کتاب منوچهر ستودهsubscriptionAvailable

کتاب منوچهر ستوده

نوع کتاببدون نظر

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
A.
۰
چه هیچ ستایشی درباره زندگی و کارنامه او مبالغه‌آمیز نخواهد بود. فرهیخته ایران‌دوستی که حیات پربارش مملو از خدمات ممتاز و شایان توجهی به فرهنگ ایران‌زمین است. او در کسوت تحقیق و استادی مراکز علمی و دانشگاهی به شیوه‌ای عبادت‌گونه به خدمت مشغول بود و به جرئت می‌توان گفت بخش اعظم عمر پربرکت ۱۰۳ ساله‌اش را مصروف این امر کرد که نشانه‌اش آثار فراوانی است که به رشته تحریر درآورده و در سایه آن‌ها، احترام علمی و فرهنگی کم‌نظیری است که در میان اهل قلم دارد.
A.
۰
نزدیک به شصت جلد کتاب و بیش از ۲۵۰ مقاله، نشانه عشق و دلبستگی عمیق نویسنده به خاک این مرز و بوم است.
A.
۰
تنها اراده خلل‌ناپذیری چون او می‌توانست نیروی آفرینندگیِ خستگی‌ناپذیر خود را آن‌چنان محکم و سرزنده؛ تا آستانه یک قرن سرپا نگه دارد. می‌توان داستان این یک قرن را چنین خلاصه کرد؛ سلوک ساده و معلمی، جوهره طبیعت دوستی، عشق به سفر به قصد شناخت و معرفی زوایای پنهان فرهنگ، تاریخ و جغرافیای ایران‌زمین با پیش چشم قرار دادن میراث مکتوب و کهن گذشتگان. چندان که بخش بزرگی از تکاپوها و تحقیقات او معطوف به دو مقوله جغرافیای تاریخی ایران فرهنگی و هم عرض آن، تلاش برای حفظ و پویایی زبان فارسی در محدوده یادشده بود.
A.
۰
ستوده به واسطه شغل و البته صبغه فرهنگی پدر، از همان اوان کودکی در محیطی آکنده از ادب و فرهنگ نشو و نما یافت. پدر منوچهر، خلیل، از مربیان و مدیران خوش‌نام وزارت معارف به سال ۱۳۰۲ ق/۱۲۶۲ ش در تهران به دنیا آمده بود. او در مکتب خانه‌های معتبر شهر و پس از دایر شدن مدارس به سبک جدید، در مدرسه صور به تحصیل پرداخت و موفق به طی مدارج آن شد.
A.
۰
پدر، که خود نیز در مدارس امریکایی اشتغال داشت و از کم و کیف آموزش‌های این مدارس آگاه بود، منوچهر را از رفتن به کالج امریکایی بازداشت و در دبیرستان شرف، در یکی از کوچه‌های خیابان لاله‌زار، ثبت‌نام کرد. این اقدام اعتراض دکتر جردن، رئیس کالج امریکایی را در پی داشت که اگر شما فرزند خود را به کالج نفرستید و به مدارس دولتی بسپارید، سایر مردم به تأسی از شما فرزندان خود را به کالج نخواهند فرستاد؛ اما پدر این سخنان را نشنیده گرفت
A.
۰
در این مدرسه تمام درس‌ها به زبان انگلیسی تدریس می‌شد و علاوه بر دیپلم معمول، دیپلم زبان انگلیسی نیز به فارغ التحصیلان داده می‌شد. برای آموختن زبان فارسی و عربی ساعت‌های محدودی تعیین شده بود. حتی صادق رضازاده شفق، مدرس تاریخ ادبیات زبان فارسی، این درس را از روی متن انگلیسی تاریخ ادبیات فارسیِ ادوارد براون تدریس می‌کرد.
A.
۰
شاگردان آن درباره تاریخ و فرهنگ بومی کشور و حتی زبان و ادبیات فارسی اطلاع کافی داشته باشند. به گفته ستوده؛ «امریکایی‌ها می‌خواستند یک مشت، مشت‌زن و بوکسور و از این چیزها تربیت کنند. من نام ۴۸ ایالت امریکا را می‌دانستم اما به عنوان مثال از کرمان اطلاعی نداشتم. حتی نمی‌دانستم کرمان کجاست؟ تاریخش چیست. هدف آن‌ها این بود که به اصطلاح ما را از فرهنگ اصیل خودمان جدا کنند و به فرهنگ خودشان نزدیک کنند.
A.
۰
مدیر مدرسه، زمستان‌ها با گلوله برف، جنگ میان مسلمان و مسیحی راه می‌انداخت! دانش‌آموزان مسلمان یک طرف می‌ایستادند و پشت صدها گلوله برف سنگر می‌ساختند و ارمنی‌ها که خود مسیحی گریگوری بودند و نوترسایان (یهودیان و مسلمانان مسیحی شده) یک طرف و با گلوله برف به جان هم می‌افتادند. اگر مسلمانان فاتح می‌شدند، دکتر جردن، مسیحیان و نومسیحیان را به ایوان بالای ساختمان پناه می‌داد و اگر نومسیحیان فاتح می‌شدند، حریف را تا پایان زنگ کلاس، برف مال می‌کردند.
A.
۰
به گفته ستوده، آن‌ها اصرار داشتند که او هم مسیحی شود و به امریکا برود. بارها دکتر جردن او را پشت به دیوار راهروی ساختمان کالج قرار می‌داد و دو دست خود را در دو طرف روی دیوار می‌گذاشت و می‌گفت: «منوچهر! پولس رسول می‌فرماید شما مانند غذای سرد هستید، نه می‌توانم شما را از دهان بیرون بیندازم و نه می‌توانم فرو بدهم. چرا تکلیف خود را روشن نمی‌کنی و مسیحی نمی‌شوی؟» اما ستوده به گواهی خودش، رضا نمی‌داد که به خاطر سود دنیایی در این دام‌ها درغلتد؛ «خدای محمد را شکر می‌کنم که نه مسیحی شدم و نه به امریکا رفتم.»
A.
۰
در حیاط مدرسه و در ابتدای بهار، درختان کهنِ گل طاووسی باغ قدیم بهجت‌آباد، گل‌های زرد فراوان و زیبایی داشتند و زیر شاخه‌های آن‌ها سایه‌انداز بود. بعضی از دانش‌آموزان گاه از کلاس‌ها فرار می‌کردند و زیر درختان گل طاووسی به قصه‌گویی و نقالی مؤتمن گوش می‌سپردند. او داستان‌های حسین‌کُرد و اسکندرنامه و شاهنامه فردوسی را از حفظ داشت و هم‌کلاسی‌های خود را به دور خود جمع می‌کرد و برای ایشان قصه می‌گفت. مؤتمن ظاهراً حوصله درس خواندن و حضور مرتب سرکلاس‌ها را نداشت. در عالم خود بود و بیشتر وقت خود را با مطالعه عمومی و خواندن کتاب‌های غیر درسی می‌گذراند.
A.
۰
«مصطفی مقربی» زیردست استاد جلال‌الدین همائی پرورش یافته بود و مخلص، زیردست «احمد نخستین» که خود از دیپلمه‌های کالج امریکایی بود. میان ماه من تا ماه گردون،‌ تفاوت از زمین تا آسمان است!‌» با این حال ستوده در چنبره کمبودهای گذشته نماند. او پیش‌تر و در همان دوره دبیرستان به همراه «محمدتقی دانش‌پژوه» به مدرسه دارالفنون رفته از دوستان هم‌رشته خود جزوه‌های درسی استادان یادشده را تهیه و رونویسی می‌کرد.
A.
۰
به توصیه و راهنمایی بدیع‌الزمان فروزانفر، برای ارتقای سطح دانش خود به اتفاق شهابی، برای خواندن فلسفه به خدمت «سیدمحمد مشکوه» رفتند. مشکوه، استاد فقه اسلامی دانشکده حقوق دانشگاه تهران بود و به واسطه ذوفنونی و علامگی، هم‌زمان در مدرسه عالی سپهسالار نیز برای طلاب علوم دینی به تدریس تفسیر قرآن و فلسفه می‌پرداخت. ستوده و شهابی به اتفاق هم به مدت دو سال سه روز در هفته، نزد مشکوه درس فلسفه می‌خواندند. همین شاگردی و آشنایی چندان که در بخش‌های بعد این نوشتار خواهیم گفت، زمینه‌ساز همکاری‌های آتی ستوده با مشکوه در تأسیس کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران شد.
A.
۰
رفیق سفر و حضر شدند. در گردش‌های هفتگی کوه‌پیمایی، مقربی پای اصلی بود. درس‌ها را با هم می‌خواندند و مباحثه می‌کردند. از آن جمله بدیع‌الزمان فروزانفر خواندن سه مجلد تاریخ جهانگشای عطاملک جوینی را با ضبط لغات و مفردات به آن‌ها سپرده بود. این دو، سه ماهی با این کتب ور رفتند و سرانجام مشکلات خود را از «عباس زریاب‌خویی» پرسیدند و هریک دفتری ساخته به فروزانفر دادند.
A.
۰
دوره دانشجویی، پرشور و حرارت بود و دانشجویان در تحصیل مراتب علمی، با هم رقابتی نهانی داشتند و شب و روز را به مطالعه کتاب‌های ادبی و دفترهای اشعار می‌گذراندند. از میان استادان دانشسرا تأثیر بدیع‌الزمان فروزانفر و «فاطمه سیاح»، استاد ادبیات تطبیقی، بر او عمیق‌تر و در انتخاب مسیر تحقیقات و فعالیت حرفه‌ای‌اش چشم‌گیرتر بود.
A.
۰
استاد فروزانفر، فرشته نجاتی می‌نمود که هر چه می‌گفت برایشان تازگی داشت و به تدریج میزان درک شاگردان نسبت به ادب زبان فارسی بیشتر می‌شد. فروزانفر با آثار علمی جدی و نثر پرنفوذ خود و بالاتر با مهارت در خطابه و تدریس، تحولی بزرگ در میان شاگردان ایجاد کرده بود و همه شیفته خلقیات و البته شیوه تدریس وی شده بودند.