در حوالی همین زمان در نیویورک، یک جزوهٔ تبلیغاتی برای انتخابات، از رأیدهندگان نیویورکی میخواست تا به «ماکوی» بافنده، «رندهٔ» نجار، «گاری» گاریچی، «ساروج» بنا، «پاروی» قایقران، «قیچی» خیاط، «اجارهٔ کم» صاحبخانهٔ باانصاف، و «جان بدبخت» مستأجر بپیوندند تا «بر ضد ظلم و تعدی تاجر، حرص و طمع مغازهدار، زبانبازی و تحریف حقایق وکیل بهپا خیزند». از رأی دهندگان حوزهٔ انتخابیه خواسته شده بود تا با رأی خود «قدرتمندان و صاحبان مقامات ممتاز که مردم را با القابی همچون عوام فرومایه، توده یا گلهٔ گوسفندان به ریشخند میگیرند» را از مسند حکومت به زیر آورند و دستشان را از قدرت کوتاه کنند.