ما خیلی زحمت میکشیم. صبح که اثر انگشتمون رو به منظور ورود به اداره توی اون دستگاه انگشتزنی ثبت میکنیم، میریم پشت میزمون میشینیم و بعدِ کمی حالواحوال با این همکار و اون همکار، بساط صبحانه رو آماده میکنیم و دور هم مینشینیم به خوردن نون و پنیر و گوجه و خیار. یه دلِ سیر که خوردیم منتظر میشیم آقافرج چایی دیشلمه رو بیاره که به قول بروبچ بزنیم تو رگ. حوالی ساعت ۹ که رئیس میآد سرِ کار یه عرض ارادتی بهش میکنیم. بعد از این عرض ارادت، کار استارت میخوره. البته منهای یک ساعت نهار و نماز