جملات زیبا از متن کتاب پرسیدن مهم تر از پاسخ دادن است | طاقچه
تصویر جلد کتاب پرسیدن مهم تر از پاسخ دادن استsubscriptionAvailable

کتاب پرسیدن مهم تر از پاسخ دادن است

۳.۹(از ۲۱ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۸۶,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

فلسفه مجموعه‌ای از اطلاعات نیست بلکه پرسشگری و خردورزی است.
چڪاوڪ [deranggah@]
۱۲
فلسفه یک فعالیت است، نه یک مجموعه دانش. و مانند هر فعالیت دیگری به مهارت نیاز دارد. اما چه نوع مهارتی؟ در یک کلام: توانایی دیدن خود و جهان از دیدگاه‌های متفاوت.
چڪاوڪ [deranggah@]
۹
«دیدگاه» چیست؟ به طور کلی دیدگاه، تفسیری است از امر واقع که به ورای آن می‌رود و بر مفروضات، باورها، یا ارزش‌های فرد تفسیرکننده مبتنی است.
چڪاوڪ [deranggah@]
۹
خرد در همین پرسشگری است.
فاطمه
۹
آب هر هفت هفته یک بار بکلّ عوض می‌شود. بیش‌تر وجود شما هم سلول است و بیش‌تر سلول هم آب است، و کل سلول‌های بدن شما هفت سال یک بار تغییر می‌کند.
نسیم
۹
«فیلسوف نه بذر می‌پاشد و نه محصول برمی‌دارد. او تنها خاک را زیر و رو می‌کند و شخم می‌زند
زوزو
۸
پرسش‌های پی در پی سقراط تا بنیان باورهای افراد ادامه می‌یافت، آرامش خیالی دانایان را بر هم می‌زد، ذهنشان را برمی‌آشفت و آنان را به تأمل وا می‌داشت.
فاطمه
۶
اسمتان نمی‌تواند معرّف هویت شما باشد؛ اسم تنها راه دیگری برای اشاره به توست. پس واقعا تو کیستی؟
فاطمه
۶
آب هر هفت هفته یک بار بکلّ عوض می‌شود.
فاطمه
۳
کل سلول‌های بدن شما هفت سال یک بار تغییر می‌کند
فاطمه
۳
مرگ به خاک غذا می‌دهد و زندگی از طریق مرگ استمرار می‌یابد.
محمد
۳
تصور کنید وسط دریا گم شده‌اید و کسی با بی‌سیم از ما می‌پرسد دریا کجاست؟ چه می‌گویید؟ دور و برتان را نگاه می‌کنید و می‌گویید «همه جا». ولی این حرف یعنی اینکه شما جایی هستید در دریا، اما از جای خود دریا چیزی نمی‌گوید. پس هنوز نمی‌دانید دقیقا کجایید
رضا عابدیان
۳
همان طور که رودخانه همیشه نوی نو است، انسان هم همیشه نوی نو است، جز در عالم نظریه‌ها.
فاطمه
۲
صدفی بردارید. جای بی سر و صدایی پیدا کنید و آن را به گوشتان بچسبانید. چه می‌شنوید؟ صدایی مثل امواج آب. مردم می‌گویند که این صدای اقیانوس است. اما واقعیت آن است که این صدا، تنها پژواک جریان خونِ مجرای گوش شماست. این صدا، صدای خودتان است
فاطمه
۲
چرا دارید این کتاب را می‌خوانید؟ برای اینکه می‌خواهید بخوانید. حتی اگر هم کسی به شما گفته بود که آن را بخوانید، باز هم فرقی نداشت: اگر دلتان نمی‌خواست نمی‌خواندیدش. اما دارید می‌خوانیدش. پس چه خودتان خواسته باشید این کتاب را بخوانید و چه به شما گفته باشند که آن را بخوانید، و شما به تبع آن گفته کتاب را بخوانید، در هر دو صورت در حال انجام دادن کاری هستید که دلتان می‌خواهد.
فاطمه
۲
ما همان قدر می‌توانیم بر انتخاب‌ها و رفتارهای به اصطلاح آزادانه خود تسلط داشته باشیم که سلول‌های ما بر تقسیم شدن یا تقسیم نشدن، یا رودخانه‌ای که به سراشیبی درّه‌ای می‌ریزد بر جاری شدن یا جاری نشدن
رضا عابدیان
۲
در همین زندگی روزمره هم، بویژه در هنگامه بروز تعارض‌ها، این توانایی که بتوانیم دیدگاه خود را کنار بگذاریم و از دیدگاه دیگری به مسئله نگاه کنیم می‌تواند بی‌نهایت سودمند باشد. این مهارتی است که در فلسفه بیش از آنکه فقط سودمند باشد ضروری است
فاطمه
۱
بیاموزیم که امور را از دیدگاه دیگران ببینیم.
فاطمه
۱
فلسفه به ما یاد می‌دهد که چطور از خودمان فاصله بگیریم ــ یعنی چطور از حصار آشنای جواب‌های خودمان خلاص شویم.
فاطمه
۱
«سن تو همان قدر است که احساس می‌کنی».
فاطمه
۱
برای دستیابی به حقیقت، باید از اسم‌ها و برچسب‌ها گذر کنیم تا با اشیا واقعی برسیم.
فاطمه
۱
ما کیهان را نه‌تنها به کهکشان‌ها و منظومه‌ها و سیاره‌ها و نیمکره‌ها و کشورها و شهرها تقسیم می‌کنیم، بلکه پایین‌تر هم می‌آییم و تقسیم بندی را تا خیابان‌ها و پلاک خانه‌ها ادامه می‌دهیم. با این کار، می‌توانیم جای هر چیز را مشخص کنیم، اما جای آن کل را نمی‌توانیم. پس هنوز در ناکجاییم.
محمد
۱
مهار فکر، دشوارتر از مهار زبان است.
محمد
۱
می‌دانیم که بخش اعظم می‌سی‌سی‌پی آب است و آب هر هفت هفته یک بار بکلّ عوض می‌شود. بیش‌تر وجود شما هم سلول است و بیش‌تر سلول هم آب است، و کل سلول‌های بدن شما هفت سال یک بار تغییر می‌کند. از وقتی که خواندن این فصل را آغاز کرده‌اید، میلیون‌ها سلول جای خود را به سلول‌های تازه‌ای داده‌اند. و همین الآن که در حال خواندن این کتاب هستید اتم‌های بدنتان چنان پر هیاهو در گردابی دائمی و به شکلی سرگیجه‌آور در چرخش‌اند که اگر از نزدیک به آن‌ها نگاه کنید می‌بینید بخشی از اجزای سازنده‌تان مثل حباب از برابر دیدگانتان می‌گریزند.
نسیم
۱
بیایید یک بار دیگر مانند دوران کودکی لذت بازی را تجربه کنیم: بنایی را که ساخته‌ایم فرو ریزیم و تکه تکه از نو بسازیم. شاید حاصل کار بنایی محکم‌تر و زیباتر از بنای قبلی باشد.
چڪاوڪ [deranggah@]
۱
درست همان طور که چیزی به عنوان رودخانه ثابت نداریم، چیزی هم به عنوان شخص ثابت نداریم و هر دوی این‌ها فقط در مقام نظر وجود دارند. درست همان طور که رودخانه همیشه نوی نو است، انسان هم همیشه نوی نو است، جز در عالم نظریه‌ها.
khorasani
۱
آنچه می‌خواهیم و آنچه نمی‌خواهیم هر دو بیرون از انتخاب مایند و ما تنها حضور آن‌ها را در خود احساس می‌کنیم. یعنی هیچ کدام به اختیار ما نیست. نه آن‌ها که می‌خواهیم و نه آن‌ها که نمی‌خواهیم. پس حتی انتخاب‌های به اصطلاح آزادانه ما ــ یعنی آن‌ها که از بیرون بر ما تحمیل نشده‌اند ــ هم اجباری‌اند، زیرا از درون بر ما تحمیل می‌شوند. سر آخر باید گفت که میزان اختیار ما در این انتخاب‌های به اصطلاح آزادانه بیش‌تر از رفتارهایی نیست که ما در واکنش به اجبار بیرونی از خود بروز می‌دهیم. تفاوت تنها در اینجاست که ما به‌راحتی متوجه اجبارهای بیرونی می‌شویم در حالی که اجبار درونی را به‌راحتی در نمی‌یابیم. در این صورت ظاهرا باید آزادی تنها یک توهّم باشد.
khorasani
۱
«فیلسوف نه بذر می‌پاشد و نه محصول برمی‌دارد. او تنها خاک را زیر و رو می‌کند و شخم می‌زند»
Iran Afshar
۱
می‌دانیم که بخش اعظم می‌سی‌سی‌پی آب است و آب هر هفت هفته یک بار بکلّ عوض می‌شود. بیش‌تر وجود شما هم سلول است و بیش‌تر سلول هم آب است، و کل سلول‌های بدن شما هفت سال یک بار تغییر می‌کند. از وقتی که خواندن این فصل را آغاز کرده‌اید، میلیون‌ها سلول جای خود را به سلول‌های تازه‌ای داده‌اند. و همین الآن که در حال خواندن این کتاب هستید اتم‌های بدنتان چنان پر هیاهو در گردابی دائمی و به شکلی سرگیجه‌آور در چرخش‌اند که اگر از نزدیک به آن‌ها نگاه کنید می‌بینید بخشی از اجزای سازنده‌تان مثل حباب از برابر دیدگانتان می‌گریزند. چیزی بیش از آنچه از مشتی آب می‌توان در دست داشت در چنگتان نمی‌ماند.
رضا عابدیان
۱
ما معمولاً بر این باوریم که مختار بودن به این معناست که آنچه انجام می‌دهیم سر آخر به اختیار خودمان است. اما این تنها یک توهّم است. با توجه به آن معنای رایج از آزادی، شما هرگز کاری را مختارانه انجام نمی‌دهید؛ نه در هر کاری که همین الآن می‌کنید می‌توانید آزادانه عمل کنید و نه هرگز در هیچ کاری که بعدا انجام خواهید داد.
رضا عابدیان
۱