یکی از همان روزها، جابر آمد خانه و گفت دارد یک کار گیرش میآید. یک فرم هم آورده بود. گفت: تو هم باید فرم پر کنی.
پرسیدم: برای من کار پیدا کردهای یا برای خودت؟
گفت: دارم وارد سپاه میشوم. گفتهاند باید از همسرتون رضایتنامه داشته باشید.
گفتم: عجیبه! اولین باره میبینم مردی میخواد جایی بره، میگویند باید از خانمت اجازه بگیری!
در حالی که برگهها را به من داد، گفت:
_ اینجا فرق داره. مرتب خارج از کشور هستیم و باید خانمها راضی باشند.