ژائو گائو مردی قدرتمند بود که هنوز از قدرت سیراب نشده بود. روزی در ملاقاتش با امپراتور و بسیاری از مقامات ارشد گوزنی را با خود به همراه آورد و آن را «اسب بزرگ» نامید. امپراتور که ژائو گائو را بهعنوان یک استاد قبول داشت کاملاً با او موافقت کرد که آن حیوان یک اسب است و بسیاری از مقامات دیگر هم همین کار را کردند. ولی عدهای دیگر یا ساکت ماندند یا مخالفت کردند. ژائو گائو از این طریق دشمنانش را شناخت. و کمی بعد همهٔ مقاماتی را که گوزن او را اسب ننامیده بودند به قتل رساند.
نقشهٔ ژائو گائو در صورتی که گوزن را گوزن مینامید عملی نمیشد. ملاک حقیقت برای سنجش وفاداری، آزمون ضعیفی است.