ایمان بر اساسِ بودن، برای حیات آدمی امری کاملاً ضروری است؛ به نحوی که میتوانیم بگوییم بدون چنین ایمانی، زندگی کردن بسیار دشوار میشود. در ایمان بر اساسِ بودن، آدمی نه به یک فرمول و سند، بلکه به وجود انسانی خود و دیگران یقین پیدا میکند. انسان باید در زندگی خود مؤمن باشد و ایمان نه به عنوان یک داشته، بلکه در رفتار روزمرهاش نمایان شود. در واقع ایمانِ من به خودم، به دیگران، به نوع بشر، به توانایی ما برای انسانِ کامل شدن، میتواند منجر به یقین شود؛ یقینی که از بیرون حاصل نشده، بلکه بر تجربههای خود من متکی است.