به عنوان نمونه جامعهای را میتوان تصور کرد که در آن زندگی اکثر مردم تحت فشار است، به گونهای که مردم از این وضعیت نابسامان شدیداً در خود احساس اهانت و تحقیر میکنند و طبقه یا جناح حاکم نیز به واسطه احساس خطری که در خصوص قدرت یا امتیازاتش میکند، نتواند یا اصلا نخواهد مشکلات را حل کند، در چنین شرایطی، مردم که به جز در مورد نیازمندیهای ضروری و اجتنابناپذیر زندگی، در سایر موارد معمولا بین نوعی بیتفاوتی قضا و قدری و اعتراضهای عصبی و پراکنده در نوسانند، به مرور و ناامیدوارانه، منتظر یک قهرمان ناجی میشوند