انسانی سبکمغز که به دنیایی سبک احتیاج دارد که در آن هیچ چیز غیرقابل اصلاح وجود ندارد، از عدل جاودانه صحبت میکند، مرد عشرتطلب از اخلاق منجمد دفاع میکند و پگی از اخلاق انعطافپذیر. هیچ آموزگاری سختگیرتر از پدر و مادر بیبندوبار نیست. هرچه یک فرد اعتماد به نفس کمتری دارد و شخصیتش حقیرتر است- اجازه این کلام را هم بدهید- کمبود اخلاق واقعی دارد، بعد اصول در درونش بزرگتر است و به قول مارکس از آن طریق به «شرافت معنوی» و «استدلال عمومی تسلی وتوجیه» میرسد. همین ناقد به خود زحمت داده و این احتیاط را تا زمان سن ژوست پیگیری میکند و به دادگاه انقلاب اتهام آن «نمایش مسخرهٔ بحث» را میزند که «فساد از راه تزویر به ستایش تقوا مینشیند».