از مردی خشمگین شد، اون رو تحقیر کرد، غرورش رو جریحهدار کرد، زیر پا لهش کرد و اونقدر بیاهمیت از کنار اون اتفاق گذشت، انگار که کرمی رو زیر پا له کرده باشه. خودم شاهد آخر و عاقبتش بودم. چندتا سیاستمدار جزء نقشه کشیدن و برنامه ریختن تا قدرتش رو ازش بگیرن. در نهایت هم موفق شدن. اون مرد بزرگ هیچوقت نفهمید چرا این بلا سرش اومده. فکر کرد، شانس، اتفاق یا چرخش چرخ گردون باعث این اتفاق شده. اون حتی یه لحظه هم با خودش فکر نکرد که این ضربه رو از رفتار خودش خورده و نه هیچچیز دیگه.