این اعتقاد - که گهگاه آن را «ایدهٔ کمونیستی» مینامم - دایر بر آن است که پس از آنکه ترک گفتن اجتنابناپذیر سنت پذیرفته شد، در خود فرآیند این ترک گفتن، ما میبایست برای خلق یک جور نمادپردازی برابریخواهانه بکوشیم که در راهنمایی، رمزگذاری و شکل بخشیدن به مبنای سوبژکتیو صلحآمیزی برای اشتراکی کردن منابع، حذف مؤثر نابرابریها و بازشناسی تفاوتها همراه با بازشناسی حقوق سوبژکتیو برابر و نهایتاً زوال هر گونه موجودیتِ منفک دولتمانند به کار ما میآید.