«و فاخته به فرزندانش گفت: همه یکدیگر را در کیارکیارو ملاقات خواهیم کرد.» و اضافه کرد شاید مقصود این بوده که در مرگ یکدیگر را ملاقات خواهیم کرد، حالا چرا تجسم کیارکیارو مرگ را تداعی میکرد، این را کسی نمیداند. امّا سروان علت آن را خوب میفهمید: در آن حالت تبدار تصویر اجتماع بزرگی از پرندگان شبکور در کیارکیارو در برابر چشمانش جان گرفت، بالزدنهایی عاجزانه در روشنایی ضعیف آن لحظه؛ در نگاه او، حس مرگ را ترسناکتر از آن نمیشد به تصویر کشید.