جملات زیبا از متن کتاب پروانه ای زیر پوست | طاقچه
تصویر جلد کتاب پروانه ای زیر پوست
off
٪۶۰
subscriptionAvailable

کتاب پروانه ای زیر پوست

مجموعه شعر

۴.۰(از ۵ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
نیلوفر شریفی
انتشارات: 
نشر چشمه
categoryدسته‌بندی: 
شعر معاصر

۴۸,۰۰۰

۶۰٪

قیمت:

۱۹,۲۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

پنجره را باز می‌کنم این خانه را اندکی آفتاب گرم کند بگو غربت کدام سوی پنجره است؟ زندان کدام سوی میله‌ها؟
sonsky7
۷
تو چه بسیار بودی در آوارهای تنم
فاطمه.💘
۴
حرف بزن حرف که می‌زنی بوی انقلاب می‌آید و باد آرام آرام ورق می‌زند کتاب‌های ممنوع را در پیاده رو
فاطمه.💘
۲
عزیزم تو را دوست دارم با جمجمه‌ای پوک تو را دوست دارم با تاول به روی پوست تو را دوست دارم و آوازِ بوسه را بر دهانت سخت می‌دوزم
فاطمه.💘
۲
چرا زن نام دیگر تنهایی‌ست؟
sarina
۱
اعتراف می‌کنم زنانگی من آن‌قدر نیرومند نیست خاورمیانه را از مرگ دور کند و برای کودکان جنگ‌زده برای دختران شین‌آباد لبخندی نو بخرد
فاطمه.💘
۱
زنی که بی‌پروا به سوی گلوله‌ها می‌رود چیزی برای از دست دادن ندارد به پرنده‌ای که بارها مُرده است می‌توان شلیک کرد؟
فاطمه.💘
۱
در بی‌کران گل‌های پیراهنم نگاه کن من زنم زنم و خوب بلدم شک کنم به لبانت که سرد است شک کنم به طبیعت که زن را تنها آفرید شک کنم به دشت که بوی تو را کجا می‌برد؟
فاطمه.💘
۱
می‌نویسم و سکوت محرمانه‌ام را دوست دارم و چشم‌هایم گور دسته‌جمعی زنانی‌ست که به دیدار شب می‌رفتند
فاطمه.💘
۰
مونس بیا پرهای خونی گنجشک را پای درخت‌ها نشانت بدهم و بگویم درخت جای امنی برای پنهان شدن نبود
فاطمه.💘
۰
چه‌قدر باید اسب باشم در محل کار اسب باشم در مساحت آشپزخانه و شب‌ها عروسکی زیبا در ابعاد تخت؟ چه‌قدر باید زن باشم تا گل‌های پژمردهٔ پیرهنم را شیر بدهم؟
فاطمه.💘
۰
مونس هیچ زنی که زن به دنیا نمی‌آید اول نام هیچ زنی که مادر نیست مونس مونس می‌خواهم اسب نباشم نیلوفر باشم.
فاطمه.💘
۰
من همان پرنده‌ام که بارها در صدایش مُرد تا صدای خودش باشد
فاطمه.💘
۰
چگونه از زخم‌هایم پرنده‌ای سفید بتراشم با شاخه‌ای زیتون بر منقار؟
فاطمه.💘
۰
من آفتاب را در پیراهنم ذخیره می‌کنم اما چرا هنوز سردم است؟
فاطمه.💘
۰
عکس بگیر از دست‌هایم از ساقه‌های نیلوفری در باد وقتی تاب می‌آورند تازیانه را رنج را
فاطمه.💘
۰
بگذار برای آخرین‌بار به دخترم بگویم: زن مادر جامه‌های سیاه است مادر زخم‌های سیاه بگذار به مادرم زنگ بزنم بگویم این دنیا که پای مرا به آن باز کرده‌ای جزیره‌ای از استخوان‌های کبود بود
فاطمه.💘
۰
سعید برادرم می‌گوید کمی عاشقانه بنویس می‌گویم اگر بر رخسارت اسید بپاشند و چشم‌هایت در تاریکی آب شوند باز هم شعر عاشقانه خواهی نوشت؟
فاطمه.💘
۰
و چرا زن نام دیگر تنهایی‌ست؟ و چرا این سؤال در زهدان‌های بی‌شمار تکرار می‌شود هنوز؟
فاطمه.💘
۰
بگذار سرانگشتانم سرخ بلغزند دکمه‌به‌دکمه بر پیراهنت بگذار نامم در تمام عکس‌ها سیب باشد سرخ بر لب‌های تو
فاطمه.💘
۰