جملات زیبا از متن کتاب پروانه ای زیر پوست | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب پروانه ای زیر پوستsubscriptionAvailable

کتاب پروانه ای زیر پوست

مجموعه شعر

۴.۰(از ۵ رأی)
نوع کتاب
پدیدآورندگان:
نیلوفر شریفی
publisherانتشارات:
نشر چشمه
categoryدسته‌بندی:
شعر معاصر

قیمت:

۴۸,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

پنجره را باز می‌کنم این خانه را اندکی آفتاب گرم کند بگو غربت کدام سوی پنجره است؟ زندان کدام سوی میله‌ها؟
sonsky7
۷
تو چه بسیار بودی در آوارهای تنم
فاطمه.💘
۴
حرف بزن حرف که می‌زنی بوی انقلاب می‌آید و باد آرام آرام ورق می‌زند کتاب‌های ممنوع را در پیاده رو
فاطمه.💘
۲
عزیزم تو را دوست دارم با جمجمه‌ای پوک تو را دوست دارم با تاول به روی پوست تو را دوست دارم و آوازِ بوسه را بر دهانت سخت می‌دوزم
فاطمه.💘
۲
چرا زن نام دیگر تنهایی‌ست؟
sarina
۱
اعتراف می‌کنم زنانگی من آن‌قدر نیرومند نیست خاورمیانه را از مرگ دور کند و برای کودکان جنگ‌زده برای دختران شین‌آباد لبخندی نو بخرد
فاطمه.💘
۱
زنی که بی‌پروا به سوی گلوله‌ها می‌رود چیزی برای از دست دادن ندارد به پرنده‌ای که بارها مُرده است می‌توان شلیک کرد؟
فاطمه.💘
۱
در بی‌کران گل‌های پیراهنم نگاه کن من زنم زنم و خوب بلدم شک کنم به لبانت که سرد است شک کنم به طبیعت که زن را تنها آفرید شک کنم به دشت که بوی تو را کجا می‌برد؟
فاطمه.💘
۱
می‌نویسم و سکوت محرمانه‌ام را دوست دارم و چشم‌هایم گور دسته‌جمعی زنانی‌ست که به دیدار شب می‌رفتند
فاطمه.💘
۰
مونس بیا پرهای خونی گنجشک را پای درخت‌ها نشانت بدهم و بگویم درخت جای امنی برای پنهان شدن نبود
فاطمه.💘
۰
چه‌قدر باید اسب باشم در محل کار اسب باشم در مساحت آشپزخانه و شب‌ها عروسکی زیبا در ابعاد تخت؟ چه‌قدر باید زن باشم تا گل‌های پژمردهٔ پیرهنم را شیر بدهم؟
فاطمه.💘
۰
مونس هیچ زنی که زن به دنیا نمی‌آید اول نام هیچ زنی که مادر نیست مونس مونس می‌خواهم اسب نباشم نیلوفر باشم.
فاطمه.💘
۰
من همان پرنده‌ام که بارها در صدایش مُرد تا صدای خودش باشد
فاطمه.💘
۰
چگونه از زخم‌هایم پرنده‌ای سفید بتراشم با شاخه‌ای زیتون بر منقار؟
فاطمه.💘
۰
من آفتاب را در پیراهنم ذخیره می‌کنم اما چرا هنوز سردم است؟
فاطمه.💘
۰
عکس بگیر از دست‌هایم از ساقه‌های نیلوفری در باد وقتی تاب می‌آورند تازیانه را رنج را
فاطمه.💘
۰
بگذار برای آخرین‌بار به دخترم بگویم: زن مادر جامه‌های سیاه است مادر زخم‌های سیاه بگذار به مادرم زنگ بزنم بگویم این دنیا که پای مرا به آن باز کرده‌ای جزیره‌ای از استخوان‌های کبود بود
فاطمه.💘
۰
سعید برادرم می‌گوید کمی عاشقانه بنویس می‌گویم اگر بر رخسارت اسید بپاشند و چشم‌هایت در تاریکی آب شوند باز هم شعر عاشقانه خواهی نوشت؟
فاطمه.💘
۰
و چرا زن نام دیگر تنهایی‌ست؟ و چرا این سؤال در زهدان‌های بی‌شمار تکرار می‌شود هنوز؟
فاطمه.💘
۰
بگذار سرانگشتانم سرخ بلغزند دکمه‌به‌دکمه بر پیراهنت بگذار نامم در تمام عکس‌ها سیب باشد سرخ بر لب‌های تو
فاطمه.💘
۰