پنجره را باز میکنم
این خانه را
اندکی آفتاب
گرم کند
بگو غربت
کدام سوی پنجره است؟
زندان
کدام سوی میلهها؟
sonsky7
۷
تو چه بسیار بودی در آوارهای تنم
فاطمه.💘
۴
حرف بزن
حرف که میزنی
بوی انقلاب میآید
و باد
آرام
آرام
ورق میزند
کتابهای ممنوع را
در پیاده رو
فاطمه.💘
۲
عزیزم
تو را دوست دارم
با جمجمهای پوک
تو را دوست دارم
با تاول به روی پوست
تو را دوست دارم
و آوازِ بوسه را
بر دهانت سخت میدوزم
فاطمه.💘
۲
چرا زن
نام دیگر تنهاییست؟
sarina
۱
اعتراف میکنم
زنانگی من
آنقدر نیرومند نیست
خاورمیانه را
از مرگ دور کند
و برای کودکان جنگزده
برای دختران شینآباد
لبخندی نو بخرد
فاطمه.💘
۱
زنی که بیپروا
به سوی گلولهها میرود
چیزی برای از دست دادن
ندارد
به پرندهای که
بارها مُرده است
میتوان شلیک کرد؟
فاطمه.💘
۱
در بیکران گلهای پیراهنم
نگاه کن
من زنم
زنم
و خوب بلدم
شک کنم
به لبانت که سرد است
شک کنم به طبیعت
که زن را تنها آفرید
شک کنم به دشت
که بوی تو را کجا میبرد؟
فاطمه.💘
۱
مینویسم
و سکوت محرمانهام را
دوست دارم
و چشمهایم
گور دستهجمعی زنانیست
که به دیدار شب میرفتند
فاطمه.💘
۰
مونس بیا
پرهای خونی گنجشک را
پای درختها
نشانت بدهم
و بگویم درخت
جای امنی
برای پنهان شدن نبود
فاطمه.💘
۰
چهقدر باید اسب باشم
در محل کار
اسب باشم
در مساحت آشپزخانه
و شبها عروسکی زیبا
در ابعاد تخت؟
چهقدر باید زن باشم
تا گلهای پژمردهٔ پیرهنم را
شیر بدهم؟
فاطمه.💘
۰
مونس
هیچ زنی که زن به دنیا نمیآید
اول نام هیچ زنی که مادر نیست
مونس
مونس
میخواهم اسب نباشم
نیلوفر باشم.
فاطمه.💘
۰
من همان پرندهام
که بارها
در صدایش مُرد
تا صدای خودش باشد
فاطمه.💘
۰
چگونه از زخمهایم
پرندهای سفید بتراشم
با شاخهای زیتون
بر منقار؟
فاطمه.💘
۰
من آفتاب را در پیراهنم ذخیره میکنم
اما چرا هنوز سردم است؟
فاطمه.💘
۰
عکس بگیر
از دستهایم
از ساقههای نیلوفری
در باد
وقتی تاب میآورند
تازیانه را
رنج را
فاطمه.💘
۰
بگذار
برای آخرینبار
به دخترم بگویم:
زن
مادر جامههای سیاه است
مادر زخمهای سیاه
بگذار به مادرم زنگ بزنم
بگویم
این دنیا که پای مرا
به آن باز کردهای
جزیرهای
از استخوانهای کبود بود
فاطمه.💘
۰
سعید برادرم میگوید
کمی عاشقانه بنویس
میگویم
اگر بر رخسارت
اسید بپاشند
و چشمهایت
در تاریکی آب شوند
باز هم
شعر عاشقانه خواهی نوشت؟
فاطمه.💘
۰
و چرا زن
نام دیگر تنهاییست؟
و چرا این سؤال
در زهدانهای بیشمار
تکرار میشود هنوز؟
فاطمه.💘
۰
بگذار
سرانگشتانم
سرخ بلغزند
دکمهبهدکمه
بر پیراهنت
بگذار
نامم در تمام عکسها
سیب باشد
سرخ بر لبهای تو