جملات زیبا از متن کتاب رهایی از افکار وسواسی | طاقچه
تصویر جلد کتاب رهایی از افکار وسواسی

کتاب رهایی از افکار وسواسی

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۲۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
کریستین پوردون، دیوید کلارک، زهرا اندوز... بیشتر
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر ۴۸۳۶۷۵۸
۲۳
افکار یکسان است، امّا واکنش به افکار فرق دارد
کاربر ۸۶۱۹۸۲۸
۴
رفتاردرمانی‌شناختی، اصلاحی است که برای مدل جدید درمان اختلال وسواسی ـاجباری استفاده می‌شود. این درمان براساس تلاش‌های استانلی راکمن (۱۹۹۷) و پل سالکووس‌کیس (۱۹۹۶) طراحی شده است. مدل رفتاردرمانی‌شناختی بر این فرض استوار است که به دلیل ارزیابی‌های نادرست و مشکل‌ساز افراد از افکار ناخواسته مزاحم و همچنین تلاش‌های ناکارآمد برای کنترل این افکار، وسواس‌ها و اجبارها شکل می‌گیرند و تداوم پیدا می‌کنند.
کاربر ۸۶۱۹۸۲۸
۴
به عبارت دیگر، افکار وسواسی زمانی دردساز می‌شوند که ارزیابی‌های غلطی (شناختواره‌ها) از آنها به عمل می‌آید و تلاش‌های نامؤثری برای کنترل افکار و پریشانی ناشی از افکار به‌کار گرفته می‌شود.
God best freind
۰
شیوع وسواس‌های فکری به این ترتیب است: پرخاشگری (۳۱%) جنسی (۲۴%) کفرگویی مذهبی (۱۰%)
God best freind
۰
پژوهش صالحی و همکاران (۱۳۸۳) نیز حاکی از آن است که شیوع وسواس‌ها به‌ترتیب عبارت‌اند از: پرخاشگری (۹۰%) آلودگی (۹۰%) جنسی (۳۱%) مذهبی (۴۶%) تقارن (۶۰%)
God best freind
۰
نتایح پژوهش اندوز (۱۳۸۵) نیز نشان داد که درمان فراشناختی می‌تواند راهبردهای کنترل فکر فرد مبتلا به وسواس فکری (نوع مذهبی) را تغییر دهد.
God best freind
۰
این کتاب بی‌نظیر، در زمینه شیوه برخورد با افکار ناخواسته، بهترین و کامل‌ترین روش را در این زمینه برای شما فراهم کرده است. من تا به حال کتابی به این جامعیت ندیده بودم. اگر افکار مذهبی باعث آشفتگی شما شده‌اند و نمی‌توانید از شرّ تکانه‌های جنسی یا پرخاشگری (یا هر نوع فکر آشفته‌سازی دیگری) که ناخواسته و غیرمنطقی هستند، خلاص شوید، این کتاب برای شما نوشته شده است." ـ مارتین آنتونی، رئیس گروه پژوهشی و درمانی اضطراب در بخش مراقبت از سلامتی جوزف، استاد گروه روان‌پزشکی و علم عصبْپایه رفتاری در دانشگاه، مک‌مستر (هم در همیلتون و هم در اونتاریو) "کتاب رهایی از افکار وسواسی، راهبردهایی اثربخش و کاربردی در اختیار شما قرار می‌دهد
God best freind
۰
تمرین‌های کتاب بر حول سه محتوای جدّی وسواس‌ها متمرکز شده‌اند: وسواس کفرگویی، وسواس پرخاشگری و وسواس جنسی
God best freind
۰
تقریبآ ۲۰ تا ۲۵ درصد از افراد مبتلا به اختلال وسواسی ـ اجباری، از "اندیشناکی وسواس‌گونه" رنج می‌برند.
God best freind
۰
سوفیای ۲۴ ساله یک پسر ۴ ساله داشت. او مادری بامحبت و پرتلاش بود که دوست داشت هر کاری از دستش برمی‌آمد برای پسرش انجام بدهد. امّا روزی بلافاصله بعد از اینکه به خانه رسید چنین شک و تردیدهایی به ذهنش خطور کردند: آیا ممکن است از نظر جنسی به بچه‌ام سوءنظر داشته باشم؟ این فکر دست از سر سوفیا برنمی‌داشت و به هنگام عوض کردن لباس بچه یا استحمام او، این فکر به ذهنش خطور می‌کرد. اگر احساس می‌کرد از لحاظ جنسی تحریک شده است، بسیار متعجب می‌شد. این افکار شک‌آلود چنان عرصه را بر سوفیا تنگ کردند که لباس بچه را عوض نمی‌کرد، او را به حمام نمی‌برد و این مسئولیت‌ها را به همسر و دوستانش سپرد. زندگی او در اضطراب و ترس شدید می‌گذشت.
God best freind
۰
تنها یک آرزو داشت که در زندگی پیرو مسیح باشد. امّا ۲۴ سال بود که آب خوش از گلوی رابرت پایین نرفته بود زیرا در حین خواندن انجیل، نماز یا گوش دادن به موعظه‌های مذهبی، افکار کفرآمیز و حاکی از بی‌حرمتی به مقدسات، امان او را بریده بودند. او از افراد مذهبی برای خلاص شدن از شرّ این افکار کمک خواسته بود. حتّی در یک جلسه دعانویسی شرکت کرده بود زیرا فکر می‌کرد این افکار از طرف شیطان به ذهن او وارد می‌شوند و بدتر اینکه تحت سیطره شیطان قرار گرفته است. شدّت این افکار و تصاویر کفرگویی چنان بالا بود که اصلا امیدی به بهبودی نداشت. او فکر می‌کرد به‌خاطر گناهانی که مرتکب شده است از سوی خداوند مجازات می‌شود و جایگاه ابدی‌اش در جهنم است.
God best freind
۰
وسواس‌ها می‌توانند به سه شکل به ذهن خطور کنند: - کلمات حاکی از شک‌ها و تردیدها ("چی می‌شود اگر ...؟ اگر این کار را انجام داده باشم چی ...؟ اگر این‌گونه بودم چی ...؟"). - تصاویر ذهنی (مثل خطور یک عکس یا تصویر ناگهانی در ذهن). - تکانه‌ها (یا میل ناگهانی برای انجام کاری).
God best freind
۰
منظور ما از وسواس، افکار تکراری ناخواسته و ناخوشایندی هستند که برخلاف میل شما به ذهن‌تان وارد می‌شوند و موضوع این افکار نیز ناخوشایند و زجرآور است. افکار وسواسی وقتی شدّت پیدا می‌کنند که در طول شبانه‌روز بیشتر از یک ساعت با این افکار درگیری ذهنی داشته باشید یا اینکه یک ساعت یا بیشتر درگیر اجبارها و خنثی‌سازی بشوید. در این صورت شما به اختلال وسواسی ـ اجباری مبتلا هستید.
God best freind
۰
وسواسی‌های خشونت‌آمیز در این مقوله‌ها قرار می‌گیرند: - تصاویری از انجام کارهای پست و خجالت‌آور درباره عزیزان و نزدیکان (پرت کردن نوزادان از بالکن، چاقو زدن به نوه خودتان). - تمایل به آسیب زدن به فرد محبوب (تمایل به هُل دادن فرد محبوب از روی پل، میل به چاقو زدن به فرد محبوب). - شک و تردید درباره آسیب غیرعمد به کسی (آیا ممکن است در حین رانندگی به کسی آسیب زده‌ام و متوجّه نشده‌ام؟ آیا قابلمه را قبل از پختن غذا درست شستم؟)
God best freind
۰
‌وسواس‌های مذهبی در این مقوله‌ها قرار می‌گیرند: - افکار و تصاویر توهین به مقدسات و یا ناراحت کردن خداوند (تصویر ارتکاب یک شخصیت مذهبی به انجام یک عمل کفرآمیز و گناه‌آلود، خطور افکاری مثل "من به جهنم می‌روم" یا "خدا رحمت خود را از من دریغ کرده است"). - تکانه‌ها (میل به فحاشی به خداوند، تمایل به کفرگویی در طی مراسم مذهبی یا در حال نماز). - شک و تردیدهای کلّی ("آیا تمایلات خودم را بر دستورات خدا ترجیح می‌دهم؟" "آیا مرتکب گناهی شده‌ام که کفاره آن را نداده باشم؟" "آیا خداوند می‌خواهد مرا امتحان کند؟" "شاید عزیزانم به‌خاطر کارهای من، هدف عذاب خدا قرار بگیرند؟" "آیا با خضوع و خشوع قلبی نماز خواندم؟")
God best freind
۰
‌نمونه‌هایی از اجبارها و خنثی‌سازی وسواس‌های نفرت‌آمیز افراد اغلب به اجبارها یا راهبردهای خنثی‌ساز ختم می‌شوند: - با اندیشیدن به افکار مثبت و خوب، مُهر ابطالی بر افکار بد می‌زند یا آنها را خنثی می‌کند (به‌عنوان مثال "در واکنش به یک فکر، تمایل یا تصویر پرخاشگرانه، تصویر فرد محبوب را در وضعیتی شاد و ایمن در ذهنش نگه می‌دارد"). - برای جلوگیری از آسیب احتمالی ناشی از فکر، درگیر آیین‌مندی‌هایی می‌شود (مثل "شستن دست‌ها، تکرار یک عمل به دفعات خاص، تکرار دقیق یک عبارت از کتاب مقدس یا متون مذهبی و شمردن تا یک عدد خوش‌اقبال و خوش یمن").
God best freind
۰
یکی از اعمال اجباری شایع در واکنش به وسواس‌های نفرت‌آمیز، وارسی است (آبراموویتز و همکاران، ۲۰۰۳). وارسی به شکل‌های مختلفی بروز پیدا می‌کند مثل: - وارسی آسیب احتمالی شما به دیگران، وارسی بخشیده شدن شما، وارسی عدم پیامدهای فاجعه‌بار کار شما (مرتب با مشاور مذهبی یا مرجع تقلید خود تماس می‌گیرید و از او کسب اطمینان می‌کنید، گزارش اعمال خود را به پلیس می‌دهید تا اعمال مجرمانه خود را پیدا کنید).
God best freind
۰
وارسی عدم احتمال آسیب به خودتان (دایم گزارش‌های صفحه حوادث روزنامه را مطالعه می‌کنید تا از تصادف‌هایی که مقصر بوده‌اید و فرار کرده‌اید، اطلاع پیدا کنید، بدن خود را به دقت وارسی می‌کنید تا مطمئن شوید دچار تحریک جنسی نشده‌اید، دایم محل قرار گرفتن چاقوها را در آشپزخانه وارسی می‌کنید، تمام کارهای خود را مرور می‌کنید تا خاطرجمع شوید که گناهی مرتکب نشده‌اید). ‌- اطمینان‌طلبی از دیگران به‌خاطر عدم ارتکاب آسیب (دایم از بچه‌ها سؤال می‌کنید که حالشان خوب است، از دوستتان درباره همجنس‌گرایی و انحراف جنسی خودتان سؤال می‌کنید، دایم با مشاور مذهبی یا مرجع تقلید خود تماس می‌گیرید و از او کسب اطمینان می‌کنید).
God best freind
۰
دلیل‌تراشی یا خوداطمینان‌بخشی (بررسی تصاویر جنسی مربوط به هم‌جنس‌گرایی در اینترنت و تلاش برای مقایسه میزان تحریک‌کنندگی تصاویر با تصاویر جنسی غیرهم‌جنس‌گرا، جستجوی کتاب‌های مذهبی برای تعیین میزان گناه‌آمیز بودن فکر یا عمل خاص، مقایسه ویژگی‌های افراد بچه‌باز با خصوصیات شخصی خودتان، خواندن دعاهای مذهبی برای رستگاری یافتن، تکرار دعای توبه یا ذکر خاصی برای از بین بردن آثار افکار گناه‌آلود). اغلب، هدف اطمینان‌طلبی دست‌یابی به اطمینان کامل (۱۰۰ درصد) از صحت وسواس‌هاست. برخی از افراد گزارش می‌کنند که اگر مطمئن شوند که فکر وسواسی صحت دارد، احساس آرامش پیدا می‌کنند زیرا می‌دانند که به‌طور قطع چه کاری باید انجام دهند.
God best freind
۰
۱. پاسخ قصدمندانه، تکراری و افراطی باشد: پاسخ‌های اجباری و رفتارهای خنثی‌ساز، اعمالی قصدمندانه و تکراری تلقی می‌شوند. اگرچه این پاسخ‌ها می‌توانند حالت خودْآیند یا عادت‌گونه پیدا کنند، امّا اغلب اوقات عمدآ به کار گرفته می‌شوند (برخلاف وسواس‌ها که فرد عمدآ آنها را به‌خاطر نمی‌آورد). این اعمال از نظر تکرار نیز دچار افراط می‌شوند. شما معمولا یک بار به دنبال کسب اطمینان خاطر نمی‌روید یا یک بار ذکر نمی‌گویید، بلکه بارها و بارها در طول شبانه روز به این رفتارها متوسل می‌شوید.
God best freind
۰
احساس می‌کنید کنترلی بر پاسخ‌ها ندارید: افراد مبتلا به اختلال وسواسی ـ اجباری کاملا مطیع آیین‌مندی‌های اجبارگونه یا اعمال خنثی‌ساز هستند، انگار هیچ کنترلی بر این اعمال ندارند. این افراد احساس می‌کنند که انجام اجبارها یا آیین‌های خنثی‌ساز باعث کنترل وسواس‌ها می‌شوند. برخی از افراد چنان ساعت‌ها درگیر اعمال اجبارگونه و خنثی‌ساز می‌شوند که وقتی برای انجام سایر کارهای مهم زندگی‌شان نمی‌یابند.
God best freind
۰
۴. این پاسخ‌ها به منظور مقابله با احساس‌ها یا پیامدهای منفی به کار می‌روند: افراد مبتلا به اختلال وسواسی ـ اجباری برای کاهش آشفتگی ناشی از وسواس‌ها دست به دامن اجبارها می‌شوند و برای "ابطال" خطر بالقوه ناشی از وسواس‌ها یا دادن کفاره این افکار به اعمال خنثی‌ساز پناه می‌برند. اجبارها یا اعمال خنثی‌ساز منجر به کاهش آشفتگی یا احساس آرامش می‌شوند (خطر از سر فرد محبوب زندگی شما کم می‌شود یا کفاره وسواس گناه‌آلود داده می‌شود). حتّی اگر اجبارها یا اعمال خنثی‌ساز منجر به کاهش آشفتگی یا آرامش‌یابی شوند، افراد مبتلا به اختلال وسواسی ـ اجباری معتقدند که اگر در پاسخ به وسواس‌هایشان کاری انجام ندهند، دچار آشفتگی بیشتر می‌شوند. به همین دلیل اعمال اجبارگونه یا خنثی‌ساز به‌عنوان راه‌هایی برای جلوگیری از آشفتگی بیشتر در نظر گرفته می‌شوند.
God best freind
۰
اجتناب. اجتناب‌ها را می‌توان تلاش‌هایی تعریف کرد که افراد برای دوری از موقعیت‌ها، اشخاص، اشیاء رنگ‌ها و غیره به منظور کاهش فراوانی خطور وسواس‌ها یا کاهش آشفتگی مربوط به این افکار انجام می‌دهند (به‌عنوان مثال اجتناب از کودکان یا حداقل اجتناب از تنها بودن با یک کودک). افراد مبتلا به وسواس‌های مذهبی ممکن است از تفریحات دنیوی و لذّت‌بخش دوری کنند یا حتّی در مراسم‌های مذهبی نیز شرکت نکنند.
God best freind
۰
خودمتقاعدسازی. تلاش‌هایی که افراد انجام می‌دهند تا خودشان را متقاعد کنند که افکار وسواسی اهمّیت چندانی ندارند یا مهمّ نیستند. مثلا فرد به خودش بگوید: "همه چیز عالی است و این فکر پوچ و بی‌اهمّیت است."
God best freind
۰
- توقف فکر. فریاد کشیدن بر سر خود چه به صورت ذهنی چه با صدای بلند: "بسه دیگه." ‌- خودانتقادگری. گفتن جملات سرزنش‌گرانه و تحقیرآمیز به خودتان به دلیل خطور افکار یا تصاویر ذهنی وسواسی تنفربرانگیز. - توجّه‌برگردانی. تلاش برای معطوف کردن توجّه خود از وسواس‌ها به کار یا موضوعی دیگر. - جانشین‌سازی افکار. تلاش برای جایگزین کردن یک فکر دیگر به‌جای فکر وسواسی (کلارک، ۲۰۰۴). اگرچه افراد مبتلا به اختلال وسواسی ـ اجباری از راهبردهای متنوعی برای کنترل وسواس‌هایشان استفاده می‌کنند، امّا در مقایسه با افراد غیرمبتلا به اختلال وسواسی ـ اجباری، تلاش‌هایشان برای کنترل افکارشان، کمتر مؤثر است
God best freind
۰
اگر مطالب فصل دوّم را به یاد داشته باشید، اشاره کردیم که فرد معمولی در طول روز نزدیک به چهار هزار فکر متفاوت به ذهنش خطور می‌کند. این افکار به ظاهر خودبه‌خود به ذهن وارد می‌شوند و با فعّالیتی که فرد انجام می‌دهد ارتباط اندکی دارند یا اینکه هیچ ‌ارتباطی ندارند. علاوه بر این، اکثر افراد، "وسواسی‌های طبیعی" دارند. اگر این واقعیت را بپذیریم که اکثر افراد، افکار ناخواسته مزاحم به ذهن‌شان خطور می‌کند و در طول روزهای متداول زندگی صدها فکر خود به خود به ذهن وارد می‌شوند، حال سؤال این است: "چرا برخی از افراد با دو یا سه نوع از این افکار مشکل پیدا می‌کنند"؟ برای پاسخ به این سؤال بایستی به بررسی چگونگی پاسخ شما به آن فکر بپردازیم: آیا شما نیاز دارید که با این فکر درگیر شوید یا اینکه می‌توانید آن را به‌عنوان موضوعی بی‌اهمّیت نادیده بگیرید؟
God best freind
۰
اگر خودتان را با آن فکر درگیر کنید، یعنی اینکه آن را جدّی تلقی کرده‌اید و فرض کرده‌اید که این فکر منجر به خطر، تهدید یا ضرر بالقوه‌ای می‌شود؛ در این صورت حتّی آن فکر اوّلیه برای شما سمج‌تر و معنادارتر می‌شود.
God best freind
۰
به این مثال توجّه کنید: شغل لری فروشندگی بود و شغلش اقتضاء می‌کرد که با هواپیما مرتب مسافرت کند. هربار که لری می‌خواست از بازرسی فرودگاه عبور کند درگیر یک تکانه می‌شد: او مدام فکر می‌کرد که ناگهان کلمه بمب از دهانش خارج شود. هرچند گفتن این کلمه در بازرسی فرودگاه می‌توانست عواقب وخیمی داشته باشد مخصوصآ بعد از وقایع ۱۱ سپتامبر. هروقت لری می‌خواست با هواپیما مسافرت کند، شدیدآ مضطرب می‌شد. این اضطراب هرلحظه که به پروازش نزدیک می‌شد، شدّت بیشتری پیدا می‌کرد. این اواخر نمی‌توانست فکر بمب را از ذهنش خارج کند. دست به هر کاری می‌زد فایده‌ای نداشت و همین مسئله در نهایت باعث شد عطای مسافرت هوایی را به لقای آن ببخشد.
God best freind
۰
چه چیزی باعث می‌شد لری نسبت به بیان تکانشی کلمه بمب تا این اندازه دچار اضطراب شود؟ دلیل اضطرابش این بود که درگیر آن تکانه می‌شد. وقتی که چنین فکری به ذهنش خطور می‌کند، بلافاصله نگران می‌شود که مبادا این فکر واقعآ باعث شود که کنترلش را از دست بدهد و کلمه بمب را به زبان آورد. او از این نکته متعجب است که اگر چنین تکانه‌ای دارد معنایش این است که جنبه‌ای از شخصیتش خودآسیب‌رسان است و تا به حال از چشمش پنهان مانده است. درواقع فرض او این است که اگر نمی‌توانم فکر را کنترل کنم، پس معنایش این است که آن فکر باید خیلی مهم و قابل توجّه باشد یا اینکه نشانه‌ای است از اینکه کلمه بمب را به زبان می‌آورد و کنترل ذهنی و رفتاری‌اش را از دست خواهد داد
God best freind
۰
افکار با سرعت سرسام‌آوری به ذهن ما وارد و خارج می‌شوند. ما دائم در حال ارزیابی چیزهایی هستیم که در معرض دید ما قرار دارند: خوشمان می‌آید یا بدمان، زشت است یا زیبا، خوب است یا بد، تهدیدزاست یا امنیت‌آور. ما تجارب درونی‌مان را به همین سبک و سیاق ارزیابی می‌کنیم. به‌عنوان مثال، تلاش می‌کنیم که پی ببریم که آیا این درد، رنج یا سایر احساس‌های بدنی نشانگر بیماری خطرناک‌اند (مثل حمله قلبی) یا اینکه فقط ناشی از دردهای معده هستند. به همین شیوه ما مدام در حال ارزیابی افکار، ایده‌ها و خاطرات مرتبط با افکار هستیم. مثل: "از این فکر خوشم می‌آید"، "چه فکر احمقانه‌ای"، "چه فکر جالبی"، "چه فکر پریشان‌کننده‌ای"، "چه فکر خنده‌داری". درگیر شدن با افکار از همین‌جا آغاز می‌شود