مادر داشتن یک حس خوب است. منظورم مادران دنیایی نیست. منظورم فاطمهزهراست. مادری او فراتر از حسهای عام است. یک حجم عظیم توان روحی را در انسان با مادری فاطمه میتوانی در خودت پیدا کنی. منظورم این است که وقتی خدا او را کارگزار خودش برای بشریت گذاشته است، پس صاحب همهٔ داراییهای خداست.
حالا کنار تمام این داراییها حکم خاصی که خدا به او داده را هم اضافه کن؛ مادری. خود مادر بودن یک دارایی است که تنها از میان چهارده معصوم، او دارد و همه را مدیون جان پرمحبتش میکند. خدا فاطمه را گذاشته برای دل نازک انسان که هر وقت از بودن در دنیا، از سختیهای دنیا دلتنگ شد، نام فاطمه را بیاورد و آرام شود.
این را پیامبر یادمان داده که هر وقت دلتنگ بهشت میشد عطر فاطمه آرامش میکرد. همین است که من نمیتوانم در روضههای فاطمیه دوام بیاورم؛ مادرم که اصل حیات من است و رگ غیرت و بهانهٔ زندگیم را حرمت شکستهاند!