ولی جنایت علیه بشر چه میشود؟
من از جنایت درجه یک و دو صحبت نمیکنم. از جنایتی حرف میزنم که متأسفانه هر روز در حال رخ دادن است و همیشه هم بدون مجازات میماند. آن قدر راحت و بی دردسر صورت میگیرد که اغلب کسی متوجه آن نمیشود و کاملاً هم پذیرفته شده است. از جنایت علیه آدم درونت صحبت میکنم. جنایتی که انسان اجتماعی پیوسته آن را انجام میدهد، جنایت علیه کودک درون که روزی رویاهای بی پایان داشته است و یا تو او را انکار کرده ای و یا اجازه داده ای دیگران انکارش کنند؛ فراموش نکن که این آسیب جبران ناپذیر است، حتی اگر دیگران را متهم کنی. چرا که مگر این خودت نبودی که به دیگران اجازه دادی این حرکت شنیع را انجام دهند؟
وقتی از آرزوهایت چشم پوشی میکنی، وقتی اجازه میدهی دیگران آرزوهایت را در نطفه خفه کنند، این روشنایی وجود خودت است که رویش را با دستانت میپوشانی. این نور نباید زیر سرپوش بماند. و گر نه چگونه میتواند زندگیات را روشنایی بخشد؟