نهتنها هوش عمومی و تحصیلات دانشگاهی نمیتواند ما را از خطاهای مختلف شناختی در امان بدارد، بلکه افراد باهوش نسبت به انواع خاصی از افکار احمقانه آسیبپذیرترند.
مثلاً افراد باهوش و فرهیخته کمتر از دیگران از اشتباهات خود درس میگیرند یا از دیگران مشورت میخواهند. هنگامی هم که مرتکب اشتباه میشوند، قادرند برای توجیه عمل خود استدلالهای مفصلی سر هم کنند که دستآخر موجب میشود نسبت به دیدگاههای خود سرسختی بیشتری نشان دهند. از همه بدتر، به نظر میرسد که آنها «نقطهٔ کور تعصب» گستردهتری دارند، به این معنی که کمتر قادر به تشخیص خلأها و ناکارآمدیهای موجود در منطق خود هستند.