توده مردم در تاریکی ایران ( روزگار)میگذرانند، زیرا راهی برای رهایی از آن تاریکی نمییابند. هرچندگاه یکبار جنبشی کورکورانه میان مردم پیدا میشود و یکی خود را "مهدی" میخواند. از راه نجات و رستگاری صحبت میشود، اما آن گفتهها به اصلاحی نمیانجامد. ما نه ایدآلهایمان را یکجا متمرکز میکنیم و نه آنها را متشکل میگردانیم و نه در زیر لوای مشروطیت و قانون برمیخیزیم. هر جنبشی به آشفتگی و خونریزی میانجامد و همین که طوفان گذشت، آبها از آسیا میافتد و باز نه ایمنی جان و مال است و نه عدالت و آزادی.