جملات زیبا از متن کتاب پرواز پای دماوند | طاقچه
تصویر جلد کتاب پرواز پای دماوند

کتاب پرواز پای دماوند

خاطراتی از زندگی ابرمرد ایران شهید دانشمند دکتر محسن فخری‌زاده

۴.۰(از ۶۰ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۲۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
«فیزیک در اندازهٔ خود، جلوه‌هایی زیبا و باشکوه از حضرت حق به نمایش می‌گذارد و من شخصاً از فیزیک نه‌تنها لذت حل مسئله، بلکه لذت معنوی برده‌ام و بر ایمانم افزوده است.»
Sara
۴۲
در درسش خیلی زحمت می‌کشید. بااینکه استعدادش خوب بود، ولی تلاش و استمرارش برای یادگیری مثال زدنی بود
فاطمه
۲۳
محسن که نگاه صفر و صدی به هیچ‌کس نداشت و با همه به‌نوعی احوال‌پرسی می‌کرد و گرم می‌گرفت؛
فاطمه
۲۰
سخت نمی‌گرفت؛ خیلی راحت زندگی می‌کرد
فاطمه
۱۶
به‌ویژه محسن که نگاه صفر و صدی به هیچ‌کس نداشت و با همه به‌نوعی احوال‌پرسی می‌کرد و گرم می‌گرفت؛ مثلاً یکی از بچه‌ها که قیافهٔ بانمک و تپلی هم داشت و خیلی اهل گفتگو بود و جزو گروه‌های توده‌ای بود.
Sara
۱۰
سرودهٔ شهید فخری‌زاده شبی با یار در ساحل غنودن به طوفان ترنّم موج بودن سرشک از دیده با نجوا چکاندن نیازی گفتن و رازی شنودن سکون بحر دل را موج دادن به موج سینه عقده وانمودن ز گریه شانه چون کشتی به طوفان چو ساحل چهره با اشکی زدودن به نجوای دل‌انگیز و خوش یار چو قومی سوی بالا پر گشودن ز گرمی تن دلدار در وصل به حسرت در شب ساحل خمودن از این افسردگی هیهات هیهات رخ او دیدن و همّت نبودن
فاطمه
۹
شاید برخی بپرسند چطور ممکن است کسی در فلسفه، عرفان، شعر، فیزیک و علوم دیگر به این مرتبه برسد؟ پاسخ این است که اگر افراد عادی روزشان ۱۲ ساعت، و وقت مفیدشان مثلاً بین ۸ صبح تا ۸ شب است، محسن فخری‌زاده روزی ۱۸-۲۰ ساعت، وقت مفید داشت. هرگز ایشان را مشغول کار غیرمفید نمی‌دیدیم. فکر کنید کسی ۴۰ سال، روزی ۶ ساعت بیشتر از بقیه زندگی کند. پس زیاد عجیب نیست که ایشان هم به مطالعات فلسفی و عرفانی برسند، هم به حوزه‌های هسته‌ای و... حامد فخری زاده، فرزند شهید
•)•
۸
یکی از تفریحات اساسی‌اش مطالعه بود.
فاطمه
۷
بعضی‌ها اهل علم‌اند، اهل فکر نیستند؛ بعضی‌ها اهل فکرند، اهل معنا نیستند؛ بعضی‌ها اهل معنا هستند، انقلابی نیستند؛ بعضی‌ها انقلابی هستند، مدیر نیستند. اما شهید فخری‌زاده همهٔ این‌ها را باهم داشت؛ هم اهل علم بود، هم اهل فکر، هم اهل معنا، هم انقلابی و هم مدیر. شخصیت بسیار جامعی بود.
•)•
۶
چیزی که زیاد داریم سلبریتی است و آنچه همچنان کمیاب است و حسرتش را می‌خوریم، هنرمند ملی و مردمی است. هنرمند هست، اما کم است!
فاطمه
۵
برای تک تک افراد دوروبرش انرژی می‌گذاشت. می‌گفت: تو خونه که هستید کار را کنار بگذارید. خیلی وقت‌ها حوالی ساعت هشت یا نه شب به من زنگ می‌زد و احوالم را می‌پرسید. اتفاقی، اگر آن موقع شب محل کار یا بیرون از خانه بودم می‌گفت: ساعت ۹ شب محل کار چه می‌کنی؟! اگر می‌گفتم که کار دارم. می گفت: اگر برنامه زمان بندی ات را درست انجام بدی، صبح تا بعدازظهر درست انجامش بدی کار تاشب طول نمی‌کشد، اگرهم طول کشید، کار را قطع کن و فردا ادامه بده ...برو به خانواده ات برس. خانواده را مهم تر از کار می‌دانست.
•)•
۵
در خانه را که می‌بست و وارد خانه می‌شد، انگار یک آدم تازه شده بود! با تمام مشغلهٔ ذهنی‌اش در خانه که بود به هیچ‌چیز دیگری فکر نمی‌کرد، جز سر کردن با خانواده.‌
فاطمه
۴
شهید فخری‌زاده از شهدای مظلوم کشور است و ابعاد خدمات و دستاوردهای ایشان برای امنیت و سلامت مردم و استحکام نظام مقدس جمهوری اسلامی به‌حدی است که حتی امروز هم نمی‌توان به‌طور کامل در خصوص این اقدامات سخنی به میان آورد. ولایت‌مداری شهید فخری‌زاده به‌حدی بود که اوامر و منویات مقام معظم رهبری را بر همه‌چیز اولی می‌دانست.
فاطمه
۴
در سال ۱۳۹۰ وقتی که رآکتور تهران و رآکتور اراک به سوخت هسته‌ای نیاز داشت، دکتر فخری‌زاده ورود کرد و در غنی‌سازی ۲۰ درصد در سال‌های دههٔ ۱۳۸۰ نقش اساسی ایفا کرد.
فاطمه
۴
دکتر فخری‌زاده با همکاری دکتر احمد کریمی سرپرست تولید واکسن کرونا و کیت تشخیص آن با همت عالی و روزافزون توانستند گروه‌های علمی مختلف را به کار بگیرند تا واکسن تولید شود. حدود یک ماه قبل از شهادت ایشان، واکسن به مرحله تست انسانی رسیده بود.
فاطمه
۴
ولی از همان اول علاقه‌اش به همهٔ جهات یک علم بود. اگر درسی می‌خواند حتماً به حواشی آن نگاه می‌انداخت، پشتکار خوبی در یادگیری و گوش کردن داشت
•)•
۴
یکی از علاقه‌های محسن از همان روز اول بحث‌های فلسفی و متافیزیکی بود. یادم هست در همان دوران که آمادهٔ کنکور می‌شدیم، سر بحث‌های فیزیک و معارفی که می‌شد، تحلیل‌های عمیق می‌آورد. یک بار ازش پرسیدم: «محسن تو چه‌جوری این‌قدر مسلطی به بحث‌ها؟!» می گفت: «من روزها که زیرزمین خونه هستم، کارم فقط کتاب و مطالعه‌س، عشق می‌کنم با کتاب‌ها.»
•)•
۴
پدرم، برای حل مشکلات، بیشتر به سمت مسائل حرکت می‌کرد. همیشه به من می‌گفت: "مهدی، وظیفه ما این هست که برای حل مشکل حرکت کنیم وبریم به سمت هدف، آن کسی که کار را انجام می‌دهد آن کس دیگر است. ما اهرم اعمال قدرت معنوی در عالم مادی هستیم و آنکه به ثمرمی رساند کس دیگر است." مهدی فخری‌زاده، فرزند شهید
•)•
۴
عده‌ای به‌حق عصبانی بودند از اینکه در دورانی که به‌راحتی مردان سیاست، مردان «میدان» را به سخره می‌گیرند، سرانجامشان را هم در یک کاغذ زرورق به دوستان غربی‌شان هدیه می‌کنند.
فاطمه
۳
پشتکار و سخت‌کوشی‌اش زبانزد خاص و عام بود.
فاطمه
۳
تخصصش تابش‌های هسته‌ای و آثار آن بود.
فاطمه
۳
جزو پنج ایرانی لیست پانصدنفرهٔ قدرتمندترین افراد جهان در نشریهٔ فارن پالیسی و دانشمند ارشد وزارت دفاع و لجستیک نیروهای مسلح بود
فاطمه
۳
آیا می‌شود گفت با سلیمانی و فخری‌زاده در حیاتشان چه بحث‌ها می‌شد و پس از تکه‌تکه شدنشان بود که «قاسم‌جان» و «آقامحسن» شدند؟
فاطمه
۳
به ما تفکر کردن و رویکرد حل مسئله را یاد می‌داد. مثلاً هیچ‌وقت به ما اصرار نکرد که شما حتماً باید بچه درس‌خوان درجه‌یک باشید. می‌گفت: «برید یاد بگیرید و تجربه کنید. شما می‌تونید یه مکانیک خوب، یه نقاش خوب، یه تاجر خوب بشید. مسیر موفقیت شما در درس خوندن نیست؛ بلکه در جدی بودن و پشتکار داشتن توی کارهاست. هرجا رفتید سعی کنید اون کار رو خوب و جدی و محکم انجام بدید تا بتونید بهترین باشید. اگه می‌خوای فوتبالیست بشی برو، ولی مثل علی دایی بشو. اگه می‌خواهی مکانیک بشی بهترین مکانیک بشو.» حامد فخری‌زاده، فرزند شهید
•)•
۳
در سخنرانی بعداز شهادت حاج قاسم متذکر شده بود: "و برادران جز شهادت هیچ راه دیگری نیست که انسان بخواهد با خیال راحت عبور کند، هیچ راه دیگر؛ بُکُشید، هرچه می‌خواهید
کاربر ۲۵۷۳۵۴۱محسن
۳
«شما اگر یک بالن داشته باشید و ثروت را مثل کیسه‌های شن آن بالن و علم را قسمت بالایی بالن بدانید که گاز در آن است، با کوچکترین خرابی قسمت بالایی بالن، حتماً سقوط خواهید کرد؛ اما اگر کیسه‌ها را از بالن جدا کنید، از مادیات جدا شده و با علمی که در بالای بالن است، به مرتبه‌های بالاتر خواهید رسید.»
کاربر ۵۵۹۸۲۶۲
۳
محسن هم از همه بیشتر پایهٔ کوه و گشت‌وگذار در اطراف بود.
فاطمه
۲
بارها می‌گفت: «پول بلیط نداشتم که به اصفهان بروم برای درس خواندن یا پول نداشتم که کتاب‌های درسی‌ام را بخرم. مادرتان حلقهٔ ازدواجش را فروخت که من بتوانم تا یک ماه به اصفهان بروم و چند کتابم را بخرم.»
Alireza Joneidi
۲
سعی کن در محبت کردن به همسرت گوی سبقت را بقاپی. چون با محبت هست که راه نفوذ بر دل و حکومت بر دل هموار می‌شود. با گفتگو هست که مشکلات مشخص می‌شود و آسان می‌شود حل کردنشان، و با صبوری و مُدارا هست که تحمل زندگی برای طرفین شیرین می‌شود.
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
۲
مدیریت‌زمان و نظم دقیقی داشت. پیش می‌آمد که با ایشان تماس می‌گرفتم و می‌گفتم «بابا، وقت دارید ۵ دقیقه ببینم‌تون؟»، می‌گفت «اگر پنج دقیقه‌ست بیا. اگر ده دقیقه‌ست نیا!» می‌گفتم «چرا؟» می‌گفت: «چون به مادرت قول دادم ساعت ۵:۱۰ خونه باشم. اگر بیشتر از ۵ دقیقه وقتم رو بگیری، دیر می‌رسم خونه. مادرت تنهاست و منتظر منه.»
"مِشکات"
۲