جملات زیبا از متن کتاب چشم هایش آبی نبود | طاقچه
تصویر جلد کتاب چشم هایش آبی نبود
off

کتاب چشم هایش آبی نبود

۴.۱(از ۵۰ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
آیناز محمدی
انتشارات: 
نشر آرسس
categoryدسته‌بندی: 
شعر نو، شعر معاصر
همیشه که نباید همهٔ شعرا متنها دلنوشته ها معنی بدن! همین که طرف مقابلت بفهمه چی میخای بگی کافیه!
هدیهٔ دریا
۲۵
من هیچگاه نفهمیده ام که دوری تو چطور مرا نویسنده میکند..
ریـوان|'
۲۱
شاید تو و من تجلی خداییم
هدیهٔ دریا
۱۶
چشمانش آغاز زیستن بود آبی نبود اما امواج خروشان بود که مرا در خود غرق می کرد، کار از دست و پا زدن گذشته بود چشمانش شروع انسانیت بود! و قبله ام را نشانه گرفته کسی چ میداند شاید دلیل آفرینشم چشم هایت بود...
Mohammad Hadi
۱۵
انسان به زخم ها بیشتر می اندیشد تا مرهم ها.
phi.lo.bib.lic
۱۱
دوستت دارم به بلندای زمین تا آسمان دوستت دارم. به وسعت بیکرانهٔ جهان دوستت دارم.
Yona
۹
هر شعر زیبایی گروه خونی تو رو داره.
Sky_Blue
۸
رفیق دیوانگی کن که زندگی چندی کوتاه است.
Mahi
۷
صورتت مثلثی از طلا چشمانت امواج ملایم دریا دستانت آرامش بی وصف جهان آغوشت کویری نرم و آرام
Mahi
۶
ببین کاری به فلسه و منطقش ندارم، این که یه آدم خوش شانسه یا نه. همش به طرز فکر خودمون بر می گرده؛ حتی کسی که وارد زندگیمون میشه. ولی توی این دنیا که فقط یه بار فرصت آزمون و خطا داریم، بزا من بهت بگم توی این زندگی فقط یک نفر مال توعه. مهم نیست کجا زندگی میکنید و چند سالتونه، اون یک نفر کسیه که تو رو خلق میکنه. ازت یه آدم دیگه میسازه یه ورژن آپدیت شده از تو، میفهمی؟ دگرگونت میکنه
هدیهٔ دریا
۶
عاشق ترم تو را بعد رفتنت چرا که مرا به من بازگرداندی
اتنأ
۶
عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی، اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال است.
جو مارچ
۵
و باز هم این سکوت ادامه میابد.!
جو مارچ
۵
آینازی که گٌمت کرده، خودش گم شده تو رو از یاد برده حتی اگه صداش کنی، که صداش نمیکنی پیدا نمیشه مردس، زندس! کسی نمیدونه اهمیتیم نداره داره؟ قهرمانی که تاریخش تموم شده فراموش میشه اون قهرمان، دوست داشتن تو بود!!!! اون رفته. توام رفتی!
هدیهٔ دریا
۴
بودن باید سفت و سخت باشه اگه حتی یک جاش بلغزه همیشه باعث دلهره و ترسه...
کاربر ۴۴۱۳۹۸۶
۳
دوستت دارم به بلندای زمین تا آسمان دوستت دارم. به وسعت بیکرانهٔ جهان دوستت دارم.
Sky_Blue
۳
چشمانش آغاز زیستن بود آبی نبود اما امواج خروشان بود که مرا در خود غرق می کرد، کار از دست و پا زدن گذشته بود چشمانش شروع انسانیت بود! و قبله ام را نشانه گرفته کسی چ میداند شاید دلیل آفرینشم چشم هایت بود...
Yona
۳
تو رفتی و من هنوز در تصورم، دستی به گیسوانت میکشم و مینگرم به آن چشمانی که مرا غرق بهشتی از جنس تو میکند پلکی میزنم و ناگهان محو میشوی و باز هم این سکوت ادامه میابد.!
Yona
۳
شاید تو و من تجلی خداییم برای فهماندن حس عمیق فراق به دیگران ...
Yona
۳
چشمانش آغاز زیستن بود آبی نبود اما امواج خروشان بود که مرا در خود غرق می کرد، کار از دست و پا زدن گذشته بود چشمانش شروع انسانیت بود! و قبله ام را نشانه گرفته کسی چ میداند شاید دلیل آفرینشم چشم هایت بود...
ساناز
۳
من هیچگاه نفهمیده ام که دوری تو چطور مرا نویسنده میکند..
فاطمه؛
۳
دوست داشتن از عشق برتر است.
mniesra
۳
شعر زبان دوست داشتن است زبانی پنهان در میان آن همه راستی که به زبان نمی آید شعر حسرت است، شعر اشک است اندوه، درد و هیجان است
avin
۳
بودن باید سفت و سخت باشه اگه حتی یک جاش بلغزه همیشه باعث دلهره و ترسه...
Mahi
۲
میدانم چرا هیچگاه به یاد من نیستی. من زخمی بر روحت به یادگار نگذاشته ام که با هر تلنگری به یاد من بیفتی انسان به زخم ها بیشتر می اندیشد تا مرهم ها.
کاربر ۴۴۱۳۹۸۶
۲
میدونی حتی اگه در رگ های منم جریان داشته باشی بازم دلتنگتم و این قشنگ ترین باگی که خدا داده بهم
Yona
۲
من حتی بهشت را نمیخواهم، اگر نسیمش بوی عطر گیسوانت را برایم نیاورد...
Yona
۲
چشمانش آغاز زیستن بود آبی نبود اما امواج خروشان بود که مرا در خود غرق می کرد، کار از دست و پا زدن گذشته بود چشمانش شروع انسانیت بود! و قبله ام را نشانه گرفته کسی چ میداند شاید دلیل آفرینشم چشم هایت بود...
𝒁𝒂𝒉𝒓𝒂
۲
زخم میدانم چرا هیچگاه به یاد من نیستی. من زخمی بر روحت به یادگار نگذاشته ام که با هر تلنگری به یاد من بیفتی انسان به زخم ها بیشتر می اندیشد تا مرهم ها.
Leili1995
۲
شعر زبان دوست داشتن است زبانی پنهان در میان آن همه راستی که به زبان نمی آید شعر حسرت است، شعر اشک است اندوه، درد و هیجان است
جو مارچ
۲