بهمحض تمامشدن هر کتاب، خودم را با نوشتن خلاصهای از آن در سه جمله به چالش میکشم. البته این محدودیت صرفاً بازی است، ولی بهدنبال آن مجبور میشوم به مفاهیم واقعاً مهم کتاب فکر کنم.
سؤالاتی که هنگام تهیهٔ خلاصه از خودم میپرسم:
- لُبّ کلام چیست؟
- اگر قرار باشد موضوعی از این کتاب را برای بهکارگیری در زندگیام انتخاب کنم، کدام است؟
- چگونه این کتاب را برای دوستم توصیف میکنم؟
دریافتهام که، در بسیاری از موارد، خواندن یادداشتها و همین خلاصهٔ یک پاراگرافی به اندازهٔ خواندن مجدد کتاب به من اطلاعات میدهد.