خدا همچنان میانِ همهمهٔ صحن، خیره مانده به منِ کمترینش.
آغوش بخشندهاش میشود دستهای عمه طلعت که مرا پناه دهد؛ محبتِ بیپایانش مینشیند توی چشمهای مهربانِ مامان آهو؛ صفای حضورش را میدهد به خانوم آقا و حاج بابا و پشتوانهٔ وجود بیبدیلش را میریزد توی استواری و پشت گرمیِ پر صلابتِ بابا طاهر.