معمولاً وقتی این سؤالات را از عموم مردم میپرسیم، پاسخهایی میشنویم که عمدتاً ریشهی واحدی دارند. مثلاً، اینکه مردم در این کشورها نسبت به کشورهای ثروتمند، کمکارتر و تنبلترند؛ یا اینکه خانوادهها در کشورهای فقیر، پرجمعیتترند و فرزندان بیشتری دارند؛ یا اینکه تقید به برخی ارزشهای فرهنگی-ارتجاعی، باعث عقبماندگی این کشورها شده است! برخی دیگر نیز پاسخ میدهند که فساد و حکمرانی بد، یا ساختارها و نهادهای ضعیف اقتصادی، منجر به فقر این کشورها شده است.