هیچکس دوست ندارد به کسی برای پنجاهمین هفتهٔ پیاپی بگوید که او هنوز بهحدکافی تلاش نمیکند یا با همکارانش برخورد اجتماعی شایستهای ندارد. این کار ناخوشایند و آزاردهنده است و باوجوداین، کاری است که مدیران باید آن را انجام دهند.
وقتی مدیری، هر هفته به شکلی دردآور، به پذیرش این چالش متعهد میشود، تقریباً همیشه یکی از این دو حالت اتفاق خواهد افتاد. اول، کارمند درنهایت وامیدهد و عزمش را جزم میکند که دیگر این یادآوریها را نشنود. به قلهٔ کوه میرسد و، بهتعبیری، از سمت دیگر آن به پایین سرازیر میشود و در آنجاست که فروتنی یا ولع یا هوشمندی وارد عمل میشود. وقتی این اتفاق بیفتد، او تا ابد خود را مدیون مدیرش خواهد دانست.