جملات زیبا از متن کتاب جدامانده | طاقچه
تصویر جلد کتاب جداماندهsubscriptionAvailable

کتاب جدامانده

۴.۵(از ۱۵ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۱۷۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

"Nos quisieron enterrar, pero no sabían que éramos semillas." "این یه ضرب‌المثل مکزیکیه که می‌گه: ‘می‌خواستند ما را دفن کنند... غافل از اینکه ما بذر بودیم.’
ROZA
۳۳۸
"Nos quisieron enterrar, pero no sabían que éramos semillas." "این یه ضرب‌المثل مکزیکیه که می‌گه: ‘می‌خواستند ما را دفن کنند... غافل از اینکه ما بذر بودیم.’
تینا
۱۳
اگه ما توی جامعهٔ خودمون از تاریخ درس نگیریم، متأسفانه محکوم به تکرار اون هستیم
Book
۱۰
"پول نداشتن یه چیزه، فقیر به نظر اومدن یه چیز دیگه."
Book
۷
غم‌انگیزه که مردم ما این یه کار رو خوب بلدن؛ گذروندن زندگی به‌سختی.
Book
۷
من برای شاد بودن به یه مشت خرت‌وپرت تجملاتی نیاز ندارم. من خانواده‌م رو دارم.
Parinaz
۷
گاندی: ‘ما چیزی جز آیینهٔ این جهان نیستیم. همهٔ تمایلاتی که در دنیای بیرونی نمایان می‌شود، در جهان درون ما نیز یافت می‌شود. اگر بتوانیم خودمان را تغییر دهیم، تمایلات جهان نیز تغییر خواهند کرد.’"
Ela Goli
۶
‘می‌خواستند ما را دفن کنند... غافل از اینکه ما بذر بودیم.’
نویسنده‌ی خیال
۶
‘همان تغییری باش که می‌خواهی ببینی.’
ساجده عباسی
۵
"اول سراغ سوسیالیست‌ها‌ آمدند و من اعتراضی نکردم چون سوسیالیست نبودم بعد سراغ اتحادیه‌های کارگری آمدند و باز سکوت کردم چون عضو اتحادیه‌های کارگری هم نبودم بعد سراغ یهودیان آمدند و من همچنان ساکت بودم چون یهودی هم نبودم وقتی سراغ من آمدند کسی نبود به‌خاطر من لب به اعتراض بگشاید."
Ela Goli
۴
می‌توانست کتابی را باز کند و با داستان‌ها برود هر جایی که دلش می‌خواست.
Book
۳
تو بهم یاد دادی که رنگ پوست اهمیتی نداره. اما حالا این رو باید به مدرسه که هیچی، به کل دنیا یادآوری کنیم.
Book
۳
"پول نداشتن یه چیزه، فقیر به نظر اومدن یه چیز دیگه."
تینا
۳
اون من رو پذیرفته بود... عشق بی‌قیدوشرط رفیق.
Book
۲
همان تغییری باش که می‌خواهی ببینی.
Parinaz
۲
اگه ما توی جامعهٔ خودمون از تاریخ درس نگیریم، متأسفانه محکوم به تکرار اون هستیم.
ساجده عباسی
۲
به قول گاندی: ‘ما چیزی جز آیینهٔ این جهان نیستیم. همهٔ تمایلاتی که در دنیای بیرونی نمایان می‌شود، در جهان درون ما نیز یافت می‌شود. اگر بتوانیم خودمان را تغییر دهیم، تمایلات جهان نیز تغییر خواهند کرد.
ساجده عباسی
۲
وقتی آدامس می‌جوی، دیگه زیاد معلوم نمی‌شه نگرانی. باور کن. یه حقهٔ قدیمیه که خیلی سال پیش، وقتی توی ارتش بودم یاد گرفتم.
ساجده عباسی
۲
لحظه‌ای ایستاد و به اطراف نگاهی انداخت و فکر کرد آیا ممکن است یک روز باز هم به این سرزمین برگردد که سرزمین آرزوهای بربادرفته است.
ROZA
۲
"اول سراغ سوسیالیست‌ها‌ آمدند و من اعتراضی نکردم چون سوسیالیست نبودم بعد سراغ اتحادیه‌های کارگری آمدند و باز سکوت کردم چون عضو اتحادیه‌های کارگری هم نبودم بعد سراغ یهودیان آمدند و من همچنان ساکت بودم چون یهودی هم نبودم وقتی سراغ من آمدند کسی نبود به‌خاطر من لب به اعتراض بگشاید."
تینا
۲
لازم نیست نگران من باشی. یه‌جوری زندگی‌م رو می‌گذرونم. غم‌انگیزه که مردم ما این یه کار رو خوب بلدن؛ گذروندن زندگی به‌سختی.
تینا
۲
اول سراغ سوسیالیست‌ها‌ آمدند و من اعتراضی نکردم چون سوسیالیست نبودم بعد سراغ اتحادیه‌های کارگری آمدند و باز سکوت کردم چون عضو اتحادیه‌های کارگری هم نبودم بعد سراغ یهودیان آمدند و من همچنان ساکت بودم چون یهودی هم نبودم وقتی سراغ من آمدند کسی نبود به‌خاطر من لب به اعتراض بگشاید.
ساجده عباسی
۱
"اول سراغ سوسیالیست‌ها‌ آمدند و من اعتراضی نکردم چون سوسیالیست نبودم بعد سراغ اتحادیه‌های کارگری آمدند و باز سکوت کردم چون عضو اتحادیه‌های کارگری هم نبودم بعد سراغ یهودیان آمدند و من همچنان ساکت بودم چون یهودی هم نبودم وقتی سراغ من آمدند کسی نبود به‌خاطر من لب به اعتراض بگشاید."
Book
۰
می‌خواستند ما را دفن کنند؛ غافل از اینکه ما بذر بودیم
Parinaz
۰
"اول سراغ سوسیالیست‌ها‌ آمدند و من اعتراضی نکردم چون سوسیالیست نبودم بعد سراغ اتحادیه‌های کارگری آمدند و باز سکوت کردم چون عضو اتحادیه‌های کارگری هم نبودم بعد سراغ یهودیان آمدند و من همچنان ساکت بودم چون یهودی هم نبودم وقتی سراغ من آمدند کسی نبود به‌خاطر من لب به اعتراض بگشاید."
Parinaz
۰
افرن، درحالی‌که داشت لباسش را از روی شلوار صاف‌وصوف می‌کرد، از دوچرخه پایین پرید. "دارم فکر می‌کنم دفعهٔ بعد با اتوبوس بیام." دیوید دوچرخه‌اش را به میزهای ناهارخوری محوطه تکیه داد. "وسیلهٔ نقلیه‌ش مهم نیست. هم‌سفر مهمه." "شاید. یک‌عالمه پیرمرد باحال سوار اتوبوس می‌شن."
ساجده عباسی
۰
غم‌انگیزه که مردم ما این یه کار رو خوب بلدن؛ گذروندن زندگی به‌سختی.
ساجده عباسی
۰