«از یک طرف با خودم فکر میکنم این کار واقعاً مهمه، مثلاً خیلی مهمه که نمرههای خوب بگیرم و در دانشگاه پذیرفته بشم، اما از طرف دیگه، مغزم اینطوریه که چه میدونم، اهمیتی نداره برام. برای همین دارم به نقطهای میرسم که تا مجبور نباشم، هیچ کاری نمیکنم. فقط کارهایی میکنم که مجبور باشم، اما هیچ واسم مهم نیست؟ نمیدونم. حرفام با عقل جور درنمیآد...»