اصلاً مگر کسی باور میکند تویوتا ـ آنهم تویوتایی که بار مهمات دارد و از سر شب تا ظهر روز بعد کاری نداشته جز حمل آن از انبار به خط ـ آنطور آبکش بشود یعنی گلولهٔ توپ درست در چند قدمیاش بخورد و بدنه را سوراخ سوراخ کند و حتّی شیشهٔ عقب را هم در هم بکوبد و به راننده صدمهای نرساند؟ پس حساب دیگری در کار است. حسابی سوای حسابهای ما. حسابی که بیحساب نیست امّا چیزی هم نیست که به راحتی بشود ازش سر درآورد. پس بهتر است زیاد فکرش را نکنی یا خودت را ول کنی ـ درست همانطور که در آب رود خروشانی میشود ـ و بگذاری آب تو را ببرد و بدانی اگر قرار باشد به سنگی بکوبدت خواهد کوبید و دست و پا زدنت هیچ فایدهای نخواهد داشت جز به زحمت انداختن خود یعنی جز مشغول داشتن فکر ـ یعنی آنچیزی که میشود آن را به کار بهتری وا داشت