یکی میگفت ما در ماشینی که بودیم دستور داده شد به راننده که بوق بزند تا ضجّههای مردم شنیده نشود و ما دستور تیر داشتیم، حتی به پنجرههای خانههایی که مشرف بر میدان بود اگر آدم پیدا میشد (باید شلیک میکردیم). حقیقتاً فاجعهٔ بدی بود. خیلی خشونت و قساوت بود