جملات زیبا از متن کتاب آوای یخ و آتش (جلد چهارم) | طاقچه
تصویر جلد کتاب آوای یخ و آتش (جلد چهارم)subscriptionAvailable

کتاب آوای یخ و آتش (جلد چهارم)

نبرد پادشاهان ۲

۴.۰(از ۹ امتیاز)
نوع کتاب
انتشارات: 
نشر موج
categoryدسته‌بندی: 
رمان

قیمت:

۳۰۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

روشن‌ترین شعله‌ها، سیاه‌ترین سایه‌ها را دارند.
کاربر ۴۳۸۵۲۰۱
۱۱
اولین کسی که کشته شده بود موبد اعظم بود. وقتی به درگاه خدایان برای رحم و مروت لابه می‌کرد، تکه‌تکه‌اش کرده بودند. مردم گرسنه نسبت به روحانیونی که از فرط چاقی نمی‌توانند قدم از قدم بردارند، رحم نمی‌کنند
Mina Dhb
۲
شوالیهٔ واقعی وجود ندارد. همان‌قدر که خدایی هم وجود ندارد. اگر نتوانی خودت از خودت حمایت کنی محکوم به فنایی، می‌میری و از سر راه کسانی که می‌توانند از خودشان حمایت کنند، برداشته می‌شوی. تیغ تیز و بازوان قدرتمند حاکمان این جهانند. چیز دیگری را باور نکن
Mina Dhb
۱
یک آن هزاران صدا به او پیوست.. شاه جافری و شاه راب و شاه استانیس فراموش شدند. شاه نان به تنهایی فاتح شد. «نان! نان! نان!»
11673470
۱
جادو چیزی است که احمقان به‌دست‌پخت‌شان اضافه می‌کنند تا بی‌لیاقتی‌شان را بپوشانند
Mina Dhb
۰
برین گفت: «جنگ بهتر از انتظار است. وقتی می‌جنگی این‌قدر احساس عجز نمی‌کنی. شمشیر و اسب داری و گاهی یک تبر. وقتی سلاح داری کسی راحت زخمی‌ات نمی‌کند.» کاتلین گفت: «شوالیه‌ها در جنگ می‌میرند.» برین با چشمان آبی زیبایش به او نگاه کرد. «زن‌ها هم سر زا می‌میرند. کسی هم براشان ترانه نمی‌سازد.» «فرزندان هم نوعی جنگ هستند.» کاتلین به‌سوی دیگر حیاط نگریست. «جنگی بدون پرچم و شیپور و طبل و دهل. اما جنگ کم‌تری نیست.
فاطمه زهرا
۰