پدر و مادرم و سپس خواهر و برادرم پزشک شدند. من تنها فردی هستم که این مسیر را انتخاب نکردم. البته این امر به دلیل بیزاری من از پزشکی نبود؛ چون در واقع من هم همیشه به علوم علاقه داشتم.
اما هنگامی که زمان انتخاب مسیر زندگی ام رسید، جهان و ماجراجویی مخصوص به خود را می خواستم. از زمانی که می توانم به یاد بیاورم، همیشه آرزو داشتم که خودم برای زندگی ام انتخاب کنم. بخت خوبی داشتم که صاحب پدر و مادری بودم که درحالی که مرا تشویق به کار کردن می کردند، به تحصیلات به عنوان زمینۀ آموزشی برای آزادی نگاه می کردند. آن ها هیچ چیز را بر من تحمیل نکردند و به من اجازه دادند تا سرنوشت خود را محقق سازم.